و افسونها را مىخوانند و بعد تمام افسون بر آب مىدمند و سر كارد را هفت كرت بر زمين مىزنند نزد محموم سه كرت اين عمل با آب كند انگاه ازين آب اندكى بر روى محموم بدست چپ بپاشند و اندكى بخورانند و بدين كارد فى الحال مرغ سياه را ذبح كنند و براى محموم آن را تصدق نمايند و طريق بستن لازم كهنه نيز همين نوع بود و ليكن آنجا ريسمان از پنبهء سفيد نو بايد كرد كه دختر بكر به نيت محموم رشته باشد و اگر به همين نيت چيده باشد اولى بود و آن را سه تو بايد كرد و بدستور مذكور عمل نمودن و شرط تاثير اين ادعيه درست خواندنست و از اسناد سند گرفتن و نفس پراستدن چنانچه دابست و چندين جاى اين عمل مفيداند و استادى داشتم كه جهت تپهاى كهنه مىفرمود تا دختر بكر سه بادام را به نيت محموم مىشكست چنانچه مغز و ران درست باشد و هواى بيرون نهبيند آن را در شيب بالين مريض شب مىگذاشتند و در على الصباح نزد او مىبردند قبل از طلوع و او سخن نگفته بر يكى از ان مىنوشت كه بسم اللّه و بر ديگرى مىنوشت كه بسم اللّه اللّه و بر سوم مىنوشت كه بسم اللّه اللّه اللّه و به همين ترتيب هر صباح ناشتا بيمار يكى ازين مىخورد و صحت مىيافت باذن اللّه تعالى مجربى بود كه هر كراپتى كهنه مىبود تخم مرغى مىآورد و در صباح چهارشنبه قبل از سخن كردن بر ان تخممرغ مىنوشت بسم اللّه جاء زا الرحمن طارتا الرحيم البرص ما بستم تپ فلان بن فلانه را برو تپ ميا به حق محمد رسول اللّه و به حق على ولى اللّه بعد از ان ريسمان كه بكر رشته بود به همين نيت سه تو بر ميان تخممرغ مىپيچد و در شب بخاكستر گرم مىپخت و برمىآورد و زردهء آن را همين روز بر ناشتا مىخورد مريض و سپيده آن را بسگ چهارچشم مىداد به نيت رفتن تپ او و پوسنتا را در آب روان قوى مىانداخت به همان نيت و ريسمان را بر بازوى راست مريض مىبست به نيت بسته شدن تپ و مريض را صحت حاصل مىشد باذن اللّه تعالى
اما محرقه بلغمى
چون سبب حدت و شورى بلغم صفراى محترقه است كه به آن آميخته مىگردد و قابل فساد مىسازد ازينجهت بعضى اين حمى را از انواع صفراوى عد كردهاند و اكثر احوال و علامات اين حمى صفراوى بود و پيران را اين محترقه بيشتر افتد و جوانان را آن محترقه و علاج اين نيز همان نوع بايد كرد كه در محرقه صفراوى مبين گشت ليكن اينجا چون غشى بيشتر افتد رعايت قوت و حمايت دل و فم معده بايد نمود و استفراغ بدوائى كه بلغم شور آورد كردن و استحمام در اواخر بعد استفراغ مفيد آيد و مراعات اعتدال در اغذيه و اشربه بارده بعد استفراغات لازم آيد و طلاهاى مناسب بر دل و فم معده و جگر اينجا بيشتر به كار دارند و هموارهء ملاحظه نفس زدن بيمار بايد كرد و منع غشى بواجبى نمودن