تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع قديم ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
بايد كه قبل از ان غذاى مناسب و اندك بدهند آنگه محذر به كار دارند و آن را كه تپ بعد از ظهر آيد صباح غذا بايد داد و چهار ساعت پيش از نوبت مخدر و حاجت به غذا دادن مكرر نباشد و در اثناى گرفتگى حب هيچ هيچ نبايد داد و اگر خشكى حب و امثال آن مضرت مىكند و مريض نازك مزاج نباشد در اثناى گرفتگى محذر شربتى مناسب و نرم‌كننده بايد خورانيد و آنجا كه با وجود تخدير سرما و لرز و حرارت پديد آيد در اثناى خلط واجب‌ست از مسكنات سرما و لرز و حرارت چيزى به كار داشتن و در اثناى آسايش تدارك بيش و حرارت كردن بدانچه مناسب باشد و دو روز نوبت قبل از محذر و بعد از ان تا انقضاى نوبت آسايش بايد جست و دست و پاى و پشت را گرم داشتن و تا ممكن بود از آب و تريها و سرديهاى بالغ و ترشيها حذر كردن و هرگاه نوبتى بدين تدابير بخير نگذرد سه روز دگر نوبت به همين دستور نافع دوا و غذا و غيره بايد داد انگاه چون صحت مزاج قرار يافت بتدريج از پرهيز بيرون آمدن و اگر محذر به كار ندارند و باشربه و اغذيه علاج كنند آنجا مشغول داشتن طبع بلعبها و صنائع مرغوبه لازم بود و بسيار باشد كه اندك حركت و سوارى عظيم نافع آيد بتخصيص معتاد آن را و بسيار باشد كه اندك حركت و سوارى عظيم نافع آيد بتخصيص معتاد آن را و بسيار كس را ديدم كه در وقت ابتداى لرز خود را بيك‌بار در آب سرد انداختند در غير زمستان و لرز بر طرف شد و اندك حرارتى ظاهر شد و به زودى رفع شد و بنوبت دگر نيز چنين كردند صحت يافتند و جمله جوانان بودند با قوت و مرض كهنه و سبك شده و بسيار را ديدم كه بوقت ابتداى لرز يا سرما شخصى سبوى پر آب چنانچه ايشان غافل بودند در عقب ايشان محكم به زير مىانداخت چنانچه صبيحه كرده از هيبت آن مريض از جاى بجست و مرض را طبيعت فراموش كرد و حرارت غريزى بيك‌بار بدرون متوجه شده داده علت را تحليل كرد و سرما و لرز و حرارت او بدان گسسته گشت و صحت يافت و بسيار را ديدم كه اين تپ بنوبت ربع مىآمد و قبل از نوبت به دو سه ساعت ايشان را قنب هندى ستائيده و بعسل سرشته دادند و آب و تريها و غذا هيچ ندادند و نيك ايشان را گرفت و نوبت گسسته شد و بسيار را ديدم كه نعناع شرف قبل از نوبت به دو ساعت بىآب دادند يا لعق كردند و آن روز از آب و غذا قبل از نوبت تا وقت گذشتن نوبت منع كردند و صحت يافتند و تپ ايشان بنوبت غب مىآمد و بسيار را حافظ الصحة دادم بدستور حب الشفا صحت يافتند و بسيار را ديدم كه اين تپ غبين مىآمد يعنى هر روز و كهنه شده بود به همين معالجات مذكوره صحت يافتند و بسيار را ديدم كه ترناسو دادند قبل از چند نوبت به چند ساعت و