تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
و آن عصاره‌اى باشد به غايت تلخ و مسهل صفرا بود سكنبيج : صمغ گياهى است مسخن و ملطف و جالى سلس البول : نوعى از بيمارى مثانه كه ضبط كميز نتواند در وى ، مرضى كه بول بىاراده خارج گردد سندروس : سرو كوهى ، صمغ زردى كه از درختى مخصوص در آفريقا جارى شود و نيز به نوعى از معدنيات اطلاق گردد . سواقى : ج ساقيه ، به معنى جوى خرد ، رگ‌هاى خردتر از جداول . سوس : درختى است كه بيخ آن شيرين . شاخ آن تلخ مىباشد ، به فارسى آن را درخت مهلك گويند . سويسق : تلخان و آن را از هفت چيز كنند : گندم ، جو ، نبق ، سيب ، كدو ، حب الرمان ، سنجد سويق : پست كه به هندى ستو گويند . سهر : بيدار ماندن ، مرضى كه صاحبش را بيدارى و بىخوابى مفرط باشد

ش

شاهق : عميق شب : نوعى از زاج باشد و آن را زاج بلور خوانند و گويند كه آن از كوه فروچكد و مانند يخ بفسرد و بهترين نوع وى آن است كه از جانب يمن آورند و گويند كه اين معنى ، عربى است ، زاج ، نوشادر شبر : وجب شبرم : در عربى شبرم ضبط شده است . گياهى است شيردار و آن بيشتر در صحرا و كناره‌هاى جوىها رويد و رنگ ساق آن به سرخى مايل است . گويند اگر گاو آن را بخورد بميرد و گوسفند را مضرت نرساند و آن را به شيرازى گاو نبطونك گويند . درختى است خاردار كه و با را دفع مىسازد شبق : سخت آزمند شدن به آرميدن با زن شتاء : زمستان شتالنگ : استخوانى را گويند كه در ميان پا و ساق واقع است و آن را بجول نيز خوانند و به عربى كعب گويند شخار : قليا باشد كه صابون‌پزان به كار برند شخن : خراش ، خليدن و فرورفتن چيزى باشد ، خراشيدن ، خراشيدگى شراسيف : ج شرسوف ، سرهاى استخوان‌هاى پهلو كه سوى شكم باشند و استخوان‌هاى نرم كه در پهلو باشند شرحه : قطعه‌اى از گوشت مانند شريحه و شريح يا قطعه‌اى از گوشت فربه به درازا بريده شظيه : پاره‌اى از هر چيز ، استخوان ساق ، استخوان باريك و خردى چسبيده به ذراع شق : شكاف ، درز شقرت : سرخى و زردى ، سرخى سپيدى آميخته شقيقه : درد نيم‌سر و نيم‌روى ، سردردى كه يك‌پاره سر را فراگيرد ، صداعى باشد كه در يكى از دو شق رأس در درزى كه كشيده است در طول تا آخر سر واقع مىشود و عام و شامل همه نيست شلوك : زلو شوخگن : پليد و چركين شهوق : بلندى ، آواز حبس گريه در گلو و سينه ، رد نفس شيخوخيت : پيرى شيرج : معرب شيره فارسى ، روغن كنجد شيرغان : دهى است از بخش حومه شهرستان قوچان
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 356 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين ) / محمدرضا شمس اردكانى / عبدالعلى محقق زاده / زهره ابوالحسن زاده / پويا فريدى