فادزهر حيوانى و موميايى در اين ابواب سخت نافع بود و مجرب است .
و هرگاه كه بسته شدن استخوانها از مدتى كه آن را بايد بگذرد و بسته نشده باشد و محكم نگشته ، ببايد دانستن كه آنجا مادهاى است كه از آن دشبد تولد نكند . پس آن موضع را به رفق تمام به ناخن ببايد خاريد و كف دست بر آن ماليدن چندانكه آن موضع را گرم كند و ماده بد تحليل پذيرد و خون متين بدانجا ميل نمايد و بعد از آن دشبد محكم برويد .
و بسيار باشد كه رنگ استخوان بگردد و پوستها از آن برمىخيزد و بدان سبب حاجت آيد كه بند را بگشايند و هرگاه اين حال بود تخته نشايد بستن و به رفاده اكتفا بايد نمود .
و بسيار باشد كه شكسته را راست كرده باشد و بسته ، ناگاه دردى عظيم تولد كند ؛ آن را بايد گشادن و تسكين درد كردن ، پس دگر بار بستن .
و گاه باشد كه استخوان راست كرده را از همديگر پريشان بايد كردن و بىنظام گذاشتن تا بيمار از رنج و الم آن خلاص شود و هلاك نگردد .
و هر شكستگى كه از درازا بود آن را محكمتر بايد بست چنانچه شكاف وى فراهم فشارده شود .
و آنجا كه سر استخوان شاخ شاخ شده باشد و آن را شظايا گويند ، به قوت تمام و به آلتها و به ريسمان ها آن را نيك ببايد كشيد تا شظايا برابر يكديگر شود و هريك به جاى خويش به اندام بازنشيند و در اين حين به دست نيك ببايد ماليدن و راست و اسطبر داشتن ، آنگاه عضو را از كشيدن به آهستگى بازگذاشتن و بستن .
و اگر پاره استخوان از اصل جدا شده باشد و غشا و عضله را مىخلد و درد زياده مىشود ، آن موضع را بايد شگافت و آن را بيرون گرفتن و اگر نتوان گرفتن ، زوايد آن را ببايد بريد و چون شكاف جراحت را فراخ بايد ساختن ، مصلحت عضلها و عصبها و شرايين آن را نگاه بايد داشتن .
و آنجا كه دانند كه آفتى تولد مىكند مهمل بايد گذاشت .
و آنجا كه استخوان نيك ريزه شده باشد جمله را اگر ممكن بود بيرون بايد آوردن .
و آنجا كه همچو خشخاش آواز مىدهد ليكن از اندام خود بيرون نرفته اميدوار بود كه چون ببندند بر حوالى آنها دشبد بسته گردد و جمله را فروگيرد .
و آنجا كه با شكستگى جراحتى و قصورى عصبى با خلعى و يا وثى افتاده باشد ، طريق جراحى و ردادى و مجبرى جمله مرعى بايد داشتن چنانچه مبين گشته . و تاخير جبر و رد جهت جراحت نشايد كردن ، زيرا كه تا وقت درست شدن جراحت موضع صلب گردد و راست نتوان كردن مگر به كشيدن صعب و از آن دردى عظيم تولد كند و باشد كه خطرى بزرگتر افتد .
و گاهى كه چنان تقصيرى شده باشد و بيم خطرى عظيم از راست كردن عضو ببيند اولى آن است كه بگذارند تا همچنان كوژ برويد زيرا كه كوژى يك عضو بهتر از خطر آن بود .
و همين ملاحظه بايد كردن آنجا كه كوژ رسته را خواهند كه باز بشكند و راست ببندد .
و طريق منع آماس به فصد و ادويه و اشربه و تليين طبع و غيره و طريق رد خون و منع از جراحات و علاج اعصاب و كوفتگى اعضا جمله همان است كه در مباحث كوفتها و جراحتها و ردادى گفته شد . و استخراج اليق و امتزاج آنها بر عاقل مخفى نخواهد بود همچنين اوقات استعمال آنها .
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 342
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٣٤٢