تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
بدان‌كه طريق بريدن شظيه آن است كه نمدى نرم سوراخ كنند به اندازه شظيه و بر آن محل خليدن بر شظيه نهند و سر شظيه را بدان سوراخ بيرون آورند به مقدارى كه ممكن بود . و بايد پس پوستى هم بر آن شكل بر زير نمد نهند و شظيه را هم بدين پوست بيرون آورند و دست بر پوست و نمد فشارند به طرف اصل شظيه چندان‌كه منشار بر آن اصل نشيند و آن را از اصل بردارند و منشار به غايت نازك و تيز مىبايد . و طريق بستن به رفاده و تخته و غيره آن است كه چون عضو را كشيدند و به دست هموار و به نظام اصلى باز داشتند ، اول رفاده‌هاى كتان نرم و پاكيزه بر تمام محل شكسته نهند و به عصابه پيچند ، پس‌بندى مضبوط بر آن بندند و همچنين تا چهار روز همچنين او را در گوشه مىدارند و بعد از آن چهار تخته نرم و هموار و نرم از چهار طرف آن بر بالاى رفاده نهند ، اگر آن عضو را اطراف اربعه باشد و به عصابه پيچند و بندهاى عصابه‌ها را چنان بندند كه لختى بر جايگاه دست افتد از دو طرف و باقى بر جايگاه كبر تا آن را فرا گيرد . و جايگاه شكستگى را سخت‌تر از حوالى بايد بست . و شكستگى بزرگ را به سه عصابه بايد بست : يكى بر رفاده‌ها تا آن را تنگ فروگيرد و جايگاه را سخت‌تر . و دوم بر تخته تا محكم نگاه دارد و فضول را از جايگاه شكستگى بازدارد . و ديگرى بر مجموع جهت استحكام جمله . و بند عصابه نخستين را از فروسوى به طرف بالا بايد پيچيد و بند عصابه دوم را برعكس و بند عصابه سوم را به هر دو نوع چنانچه جمله را فرارسد . و پهناى عصابه درخور شكستگى هر عضو بايد چنانچه عرض عصابه سينه و پهلو به قرب يك شبر بايد و عرض عصابه ساق و ساعد از سه انگشت بود تا چهار انگشت و از انگشتان كمتر و بر اين قياس در باقى و اين به راى مجبر متعلق بود . و هرچند عضو شكسته بزرگ‌تر بود ، تخته ديرتر بايد نهاد ؛ زيرا كه زود بستن كوفت كند و غذا بد رسد مگر آنجا كه ترسند كه عضو كوژ شود و آفت آن بزرگ تر بود و اگر همه روز نخستين باشد كه تخته بر بايد نهادن و تحقيق آن به مجبر ماهر متعلق بود . و بعد بستن هم دير دير بايد گشادن و رفاده و تخته بند هم بيشتر بايد . و بقراط مىگويد كه بسته را روزى مىبايد گشاد و روزى نه ، تا به بيمار ضجر نشود و خارش رنجه ندارد . و هربار كه بگشايند بر همان گونه كه بسته بودند باز بايد بست و شكل بندد و نهاد رفاده‌ها و تخته‌ها نشايد گردانند تا آنچه بسته مىگردد تباه نشود و عضو از شكل خويش نگردد نشود و پيچيده نشود و درد نخيزد . چون هفته بگذرد در هر چهار روز يك بار بايد گشاد يا در هر پنج روز ، از بهر آنكه پس از هفته از آماس و خارش ايمن شوند و بند را نيز اندك‌اندك سست‌تر كنند تا غذا بدان محل بهتر راه يابد . و اندر دور كردن تخته شتاب نبايد كرد و اگر چه كمان افتد كه بسته شده ، جهت آنكه ممكن بود كه هنوز دشبد محكم نشده باشد و عضو پيچد و كوژ بماند . و بسيار بود كه ده روز يا بيست روز تخته بسته بايد دارند و ليكن همواره احتياط مىكنند تا اگر لون پوست و حال گوشت متغير شود به تدارك آن مبادرت نمايند . و بعضى مجبران هرگاه كه بند بگشايند به آب نيك