تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
و استخوان‌هاى كم‌مغز هم دير بسته گردد ، چنانچه به تجربه يافته‌اند كه اكثر غضروف بينى اندر ده روز بسته گردد و استخوان پهلو اندر بيست روز و استخوان ساعد از سى تا چهل روز و استخوان راست ران اندر پنجاه روز و بعضى تا سه ماه و چهار ماه هم رسد . و استخوان لثه و لحى در سه هفته بسته گردد و چنبر گردن در يك ماه و استخوان بازو تا چهل روز و استخوان ساق همچون استخوان ران بود . و هر شكستگى كه بر بندگاهى درست شود حركت آن عضو بدان سبب دشوار گردد جهت پديد آمدن بندى و گرهى بر استخوان و صلب شدن بندگاه و مدت‌ها بايد كه آن نرم شود . و آنچه بر بندگاه استخوان‌هاى كوچك درست شود صلب‌تر گردد و همچنين هرچه در بندگاهى افتد كه مجاورت استخوان‌ها به يكديگر نزديك‌تر باشد و كشادگى و پهنى كمتر چون بندگاه شتالنگ . علامت بسته شدن استخوان آن است كه رنگ خون بر ظاهر پوست پديد آيد از بهر آنكه چون شكسته درست شود ، طبيعت از آن ماده كه آنجا آماده كرده بود براى اصلاح و تغذيه مستغنى شود و به ظاهر دفع كند . و كسى كه طريق شكسته بستن داند او را مجبر گويند .

دستور العلاج هر شكستگى

كه در او زخمى و قصور عصبى و عضله نبود و خلعى و وثى به آن نباشد ، آن را به طريقى كه در ردادى گفته شد بايد كشيد به احتياط و سر استخوان و دندان‌هاى او را برابر يكدگر آوردن و به دست هموار داشتن و به نظام خود باز بردن ، آن‌گاه ضماد و رفاده و غيره برنهادن و بستن . و در جمله ردادى و مجبرى كشيدن به مقدار ضرورت بايد كه اگر زياد كشند و زورى بىقاعده كنند يمكن كه مورث وجع مهلك يا آماس و تب و استراخاى عصب شود . و اگر كم كشند استخوان‌ها به محل خود مقابل نشوند و به نظام خود باز نتواند رفتن و هموار نگردند و مقصود حاصل نشود . و در جبر شكستگى تعجيل بايد كرد و پيش از آن كه محل آن صلب شود و مانع آن بستن شود و يا آماسى پديد آيد و طبيعت عضو فاسد گردد و تدارك نپذيرد . و بايد كه بند را زود زود بگشايند كه بسيار هوا دريافتن نگذارد كه دشبد محكم گردد و در بستن سخت محكم نبندند كه بسيار بود كه عضو را محكم بندند و دير گشايند ، عضو بميرد و پوسيده شود و آن هنگام جز بريدن و به دور فكندن چاره نباشد . و بايد كه گاه گاه اندك حركتى فرمايند آن مقدار كه احتمال كند تا طبيعت عضو كسلان و مرده نشود و در حركت مبالغه نكنند كه مانع بسته شدن بود . و از هر چيزى كه خون را لطيف كند و يا ماده دشبد را تحليل مىدهد مثل طعام‌ها و ضمادهاى گرم و رقيق و حمام و آب گرم و تعب‌ها و جماع و خشم و هواى گرم و دواهاى گرم و امثال اين‌ها پرهيز بايد كرد . و آسايش و آرامش و هواهاى خوش و طعام‌هاى مغذى و غليظ چو هريسه و كله‌پاچه و تربد چرب و حليم جو و گندم و برنجينيه و شكنبه و بريان بزغاله و اشباه آن اختيار كردن . و گفته‌اند كه سكنجبين كه اندر آن خربق يا غاريقون كرده باشند اندك‌اندك مزيدن ماده صالح را به عضو مؤف كشد و بر بسته شدن يارى دهد . و خوردن
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 341 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين ) / محمدرضا شمس اردكانى / عبدالعلى محقق زاده / زهره ابوالحسن زاده / پويا فريدى