مىدارد تا خوب بدينگونه كشيده شود ، بندگاه به جاى باز شود و بعد از آن به دستورى ضماد بزنند و ببندند و بند چنان بايد كه به كف پاى فرود آورند و برگردانند و بر بالاى شتالنگ بند كنند . و در كشيدن پى پاشنه را نگاه دارند تا دردمند نشود . و بيمار را تا چهل روز از رفتن بازدارند و بعد از آن مدتها آهسته آهسته به حركت درآيد . و اگر بعد چهل روز معلوم گردد كه نيك به جاى نرفته ، باز بكشند به دستور ليكن مدتى سرپاى او را در آب گرم و روغنهاى نرم و لعابهاى نيم گرم نهند ، آنگاه به جاى برند تا الم كمتر باشد و در جمله همين نوع مرعى دارند و مخدرات خوردن و طلا كردن اينجا بيشتر واجب آيد كه وجع و الم اين صعب بود .
اين است فى الجمله طريق ردّادى و چون وقوع خلع و وثى اين اعضا ميسر است بدينها تصريح شد و هركه اين مقدار نيكو دانست استخراج باقى بر او آسان بود .
شكستگى استخوانها
ببايد دانست كه استخوانها بعضى از دراز شكسته شود و بعضى از پهنا .
و آنچه از دراز شكسته شود گاه بود كه درزى باشد بر يك روى استخوان و آن را صدع گويند و گاه بود كه در زير هر دو روى عظم گذشته باشد .
و آنچه از پهنا شكسته شود ، گاه بود كه تمام كرد شكن شود و آن را دوروى گويند و گاه بود كه درزى بر عرض افتاده باشد از يك روى .
و گاه بود كه بعضى با درازى لختى از پهنا هم شكسته شود .
و باشد كه بعضى چاىها لختى از دراز شكسته شود همچو قلم .
و گاه بود كه شكستگى شاخ شاخ شود .
و گاه بود كه استخوان ريزه گردد .
و گاه باشد كه نيك خرد گردد و از آن آواز خشخاش مىآيد .
و هرگاه استخوان تمام پاره و ريزه شود جايگاه شكستگى از برابر يكدگر برهم افتد .
و باشد كه بعضى پارهها در غشاى كه بر استخوان پوشيده است و در گوشتى كه بر حوالى اوست بخلد و بدان سبب درد و آماس پديد آيد .
و اكثر شكستهاى ناهموار از قرحه خالى نباشد .
و هر عضوى و جدائى كه استخوان آن تمام شكسته شده دوتو گردد .
و صعبترين شكستگى آن بود كه استخوان گرد شكسته شود ، از بهر آنكه مشكلتر و ديرتر بسته گردد .
و هر استخوان كه محكمتر بود ، شكستگى آن ديرتر درست گردد .
و از استخوانهاى شكسته جز استخوان اطفال باز نرويد به جهت قرب ايشان به مبدأ و ترى و نرمى اعضا .
و استخوان جوانان و پيران اگر چه باز نرويد اما بسته گردد و بدان جهت كه لحامى همچو غضروف بر حوالى آن جايگاه پديد آيد و آن را فراهم گيرد و محكم كند و آن لحام را اطبا دشبد گويند .
و از همه استخوانهاى تن مردم استخوان بازو دشوارتر بسته گردد ، پس استخوان ساعد ، پس ترقوه كه شكستگى آن از اندرون بود .
و استخوان ران و ساق زودتر و آسانتر بسته گردد .
و استخوان مردم صفراوى و خشكمزاج ديرتر بسته گردد جهت قلت لزوجت در خون ايشان .