ساعتى سوراخ شد و مقدار يك كاسه خون غليظ و چركگونه به هم آميخته از آن بيرون مىآمد و تب و درد و وحشتهاى او همه بعد از آن روى به تسكين نهاد و صباح خوش بود و آن جراحت را به مرهم اصلاح فرمودند .
دمل
ورمى بود مشهور .
و ماده آن ماده خراج باشد .
و سبب سابق آن بيشتر بدى هضم و حركت و استحمام بر امتلاء بود و به تخصيص مردم فربه را بسيار پديد آيد و منذر به خراج بود .
و بدترين دملها آن بود كه غور آن بسيار باشد .
علاج چون به حقيقت دمل از اصناف خراج است تدبير آن خفيفى بود از تدبير خراج ظاهرى و جهت هر دملى به تدبير تنقيه حاجت نباشد بلكه در اوايل و غلبگى او تنقيه كافى بود و بسيار باشد كه احتياج به تنقيه نيفتد ، جهت كم پديد آمدن دمل .
و عدم امتلاء و استحمام بعد سرد كردن دمل عظيم نافع بود . و بعضى مجربان گفتهاند اين مرضى است كه از حمام پديد مىآيد و از حمام خوش مىشود و جراحت دمل آنگاه خوش شود كه چيزى كه همچو ريشه و پيله در درون آن است درست بيرون آيد و آن هنگام دگر به دارو نهادن احتياج نيفتد و خاريدن محل دمل در اواخر كه چرك نباشد نشان روييدن و زود به صلاح آمدن باشد .
بسيار بود كه تخم تمر هندى نرم كوفته و اندر آب همچو مرهم پخته نى مگرم مكررا بر دمل نهند و آن را بپزاند و زود به صلاح آورد و كافى باشد . و همچنين خمير ترش شده و روغن كرچك به هم سرشته نيم گرم را مكررا طلا كردن و خمير و دوشاب به هم سرشته مكررا نهادن و لعاب تخم مورد و لعاب تخم كتان نيم گرم را مكررا افكندن و گندم كه روزهدار خاييده باشد ضماد كردن مكررا و پياز پخته در شيب آتش بستن مكررا عظيم نافع بود .
و در اول تا سه روز روادع آرد جو اندر آب عنب الثعلب يا آب گشنيز تر طلا كردن اولى بود .
اگر دمل سخت گرم نباشد و دير پخته مىشود ، از رگى كه بدان پيوسته باشد لختى خون بيرون بايد كرد . آنگاه حجامت بر دملكردن تا مادهء آن تمام دفع شود .
و كسانى را كه دمل بسيار پيدا مىشود رياضت بعد از هضم طعام كردن سود دارد و از طعامهاى غليظ و گوشت و شيرينىها پرهيز لازم بود .
و گويند يك هفته هر روز مقدارى طبيخ بيخ روناس آشاميدن منع آن بكند .
و كسى را كه دمل در حركت سفر و غيره پيدا شود بايد كه البته آن را نيكو حفظ كند كه بر جاى ساييده نشود كه وحشت آن عظيم گردد و بيم ناسور بود و كاغذ بر سريش بر آن چسبانيدن كه گرد بر گرد آن كاغذ چسبيده باشد نه بر سر آن ، عظيم مفيد بود .
و هر دمل كه به چرك آيد رطوبت از آن چنان پاك مىبايد كرد و احتياط نمودن كه به محلى دگر نرسد كه بسيار باشد كه از بوى آن دگرى برآيد بر آن حوالى كه آن رطوبت گذشته و مجرب است .
و بدانكه بعضى دمل را كه ريشه در آن باشد آن را دبيله گويند و بعضى دبيله بزرگ را گويند كه چند دهن باز كرده باشد اگر چه آخر آن جمله يكى گردد . و بعضى دبيله را بر اورام دموى كه اندك صلابت پيدا كند