تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
تفسره بول و غايطست براز * نبض باشد عبارت از شريان راح باشد شراب انكورى * كه از آن منبسط شود انسان جزء اعظم عبارت از هنگت * كه كند عقل و فهم را نقصان باشد افيون عصاره خشخاش * كه رسد نفع از آن بخلق جهان سرفه و نزله را مفيد بود * نفث دم را زند بينم زمان دردها را برد تمام از تن * ليك نبود بر او نكو اذمان چار مثقال ملعقه ز عسل * ليك از ادويه يكى ميدان ربع مثقال دانكى و نيم است * اين‌چنين آمده است در اوزان قلب چبود دل و طهال سپرز * ركبه زانو فخذ چه باشد ران خد رخ و ناصيه جبين باشد * شفه وسن بود لب و دندان كليه كرده كبد جگر باشد * صد رو ثديست سينه و پستان چشم گرينده عين باكيه است * قلب مشوى بود دل بريان يوسفى اين قصيده از بهرت * زد رقم بر صحيفه دوران كه بخوانى و حظ برى كوئى * كه بر او باد از خدا غفران دارد اميد مغفرت ارچه * نامهء ادسيه شد از عصيان
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 173 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي