پنج مح اصل سوس آمده است * كه فزايد ازوقى و غيتان
خصيته الثور خايه كاو است * كه كند كرده سخت چون سندان
نيست اسراش غير ان سرشى * كه بكارش برند كفشكران
داروى علت رمد باشد * اصل آنجا چشم كبود ماميران
تخم نيلوفر است حب النيل * پسته غاليه است حب البان
بهمن احمر است بهمن سرخ * كش بدل آمد است خولنجان
نبود غير دارچينى تج * كه مفيد آمده است در خفقان
هند بادلسان ثور بود * بيقين كاسنى و كاوزبان
قصب السكر آمده نى قند * كه از آن تازه مىشود دل و جان
توتيا سنك بصرى امده است * سرمه اثمد بود حضض خولان
غوره حصرم كه بىنظير بود * در زمانى كه دم كند طغيان
نبود غير زعفران كر كم * كه غم از دل برد چو شاريحان
نام سقمونيا است محموده * كه شكم مىكند از آن سيلان
اسد و ثعلبند روبه و شير * حوت و خرچنك ماهى و سرطان
سقم بيمارى و شفا صحت * درد باشد وجع دوا درمان
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٧٢