تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
رطوبات صفرا بود مشتعل * بمعده چو از جوع شد مشتغل وز آن جمله زرواب حاصل شود * توانائيت زود باطل شود الا اى كه خواهى غذا انقدر * كه از وى بود نفع و نبود ضرر دمى بايدت كرد ترك غذا * كه باقى بود چيزى از اشتها مكن ميل اگر حافظ صحتى * غذا را بوقتى كه بىرغبتى

فائده اولى غذائى كه چربست از آن كن حذر

غذائى كه چربست از آن كن حذر * و كرنه رسد معده‌ات را ضرر مخور چون هوا كرم شد زان غذا * كه بالفعل باشد حرارت نما كه باطن شود كرم چون ظاهرت * پشيمانى آيد از آن آخرت كه در تن حرارت چو بسيار كشت * همىبايدت زار و بيمار كشت

فائده اخرى هوا را برودت چو دارد شود

هوا را برودت چو دارد شود * مخور آنچه بالفعل بارد بود كه كرد و درونت خنك چون برون * برودت پديد آيد از حد فزون حرارت شود در تو نقصان‌پذير * بعصيان هضم آئى آخر اسير

فائده‌بروزى چو خو كردى اى كامكار

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 175 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي