كويم اسماء ادويه ز اجناس * كه نبات است و معدن و حيوان
عون از آنكس طلب كنم كه بود * آفريننده زمين و زمان
بلكه نبود جز او چو درنكرى * ظاهر و باطن اشكار و نهان
ساذج هندى آمده بسترح * لعبت بربريه سورنجان
اسطوخودوس موقف الارواح * روح جان بسّد آمده مرجان
جند بيدستراش بچكان است * كه كند دفع علت صبيان
نيت جدوار غير ماه پروين * كه ملطف بود چو بوزيدان
نرمه را كوى شب و مازد عفص * قلى اشخار و حرض دان اشنان
ساج نام درخت سال شده * دارو روى آمده سولان
بزرگتان و برز خبازيست * تخم نان كلاغ و تخم كتان
بصل الفار آمده اسقيل * كو بر و جان فاره را بزيان
لوز بادام و خوخ شفتالو * پسته فستق انار دان رمان
لحية التيس ريش بز مىكوى * كوريا را فراسيون مىخوان
سير ثوم آمد و پيار بصل * مغد و غدو حصيل بادنجان
به زبان عجم بود تنبول * پان كه آن بوى بد برد ز دهان
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٧١