تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

تدبير احتباس

شور با خور چون طبيعت محكمت كردد ولى * اسفناج و شلغم بسيار كن در شوربا

تدبير استفراغ

در طبيعت از حد افزون نرم كردد ميل كن * از قوابض مثل تفاحيه و افلونيا مرد باشد چون بناى صحبتش بر پير زال * كر به قوت رستم دستان بود افتد ز ما روى كردان شو از آن شاهد كه باشد زشت رو * ور بدست افتد ز خوبان دلبر حورى لقا تقويت كن كرده را اول بمعجونى كه هست * جمله اجزايش كرفس و فلفل و جوز بوا بازباز و قرفه و هليون و مغز نارجيل * بهمنين و زنجبيل و تو درى و مصطكا از براى قوت دل مىتوان ضم ساختن * لعل و مرواريد و مرجان و عقيق و كهربا لاجورد و يشم و عود و عنبر و افرنجمشك * سنبل و سعد و لسان الثور و جوز الهندبا كاه كاه از بهر دفع سرعت انزال هم * مىتوانى ميل كردن اندكى بر شعثاء پيش اهل دانش و بينش به چشم خويشتن * خون خود ريزى اكر خون كم كنى بر امتلا

تدبير هواء

چون و با پيدا شود در خانه بايد سوختن * مصطكى و عود و عنبر بهر اصلاح هوا كر بود شاهد در آن اوقات رشك نقش چين * رفتنت با او بخلوت نيست جز عين خطا