نخود را خواه خام و خواه پخته * خورد چون كس فزايد قوت باه
برد رنج سعال بلغمى را * كند آواز را صافى بدلخواه
تخم شلغم چو پس از كوفتنش * بعسل ميل كنى بيكه و كاه
نرم ساز و شكم و نيك بود * دفع سم را و قوى كردد باه
مورد چون در روغن كنجد پزى * وانكهى صافش كنى پس كاه كاه
ريزيش بر موى و مالى موى را * موى را از ريختن دارد نكاه
سكه هر روز اكر كسى مالد * بر تن خويشتن شود فربه
ور بمالد بر آن ورم كه بود * بركش ران و خصيه كردد به
قوت جسم و جان اكر خواهى * زير اين نه رواق فيروزه
نان يكروزه بايدت خوردن * لحم دو روزه آب سه روزه
فى حرف الياء
شوصه هركس كه عارضش كردد * غله و سرفه كرددش طارى
شورش اختلاط عقل پديد * نفس او رود بدشوارى
نفث دم حادث آيد و شودش * نبض صلب و سريع و منشارى
ور تن آدمى سه روح بود * اولش آمده است حيوانى