تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
و كر كرم دراز و خورد باشد * كشد نكدارد آثارى ار ايشان درد قولنج برد در و كلو درد كمر * درد پا درد درون درد سر و درد سرون شاخ كوزن را چو بسوزى و كوبيش * وانكه صلايه كرده بيزى كنى سنون دندان سفيد سازد و قوت دهد دكر * نول آيدت ز لثه كند زود حبس خون معده از خلط كند پاك اكر ميل كنى * ده درم آب چغندر درمى غاريقون بر شكم چون بنهى حنظل را * بسيه دانه و خل و نطرون هرچه از كرم چه خورد و چه درشت * در درون باشدت آرد بيرون كر شربت سليخه خورد ناشتا كسى * زايل كند الم كه بود در سر و سرون تسكين دهد وجع كه بود در رحم ز باد * آرد مشيمه و بچه مرده را بردن

فى حرف الواو

آدمى بايد كه باشد مجثب از چار چيز * تا برد از اهل دانش در ره حكمت گرو ز امتلأ معده و ازرك زدن بر امتلا * وز جماع ناشتا و رفتن حمام نو

فى حرف الهاء

فندق ار سوزى و بسريشى بربت * پس نهى بر فرق طفل بيكناه چون بماند چند روزى بر سرش * چشمش ار ازرق بود كردد سياه