تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كند چون دود فنجنكشت رازن * به زير خود كند كم شهوتش را دكر مردش كند در زير خود دود * برانكيزد همان دم قوتش را صدف سوخته سازى چو سنون * پاك سازد ز وسخ دندان را ور به چشم افكنميش دفع كند * ريش چشم و غلظ اجفان را اگر بر موى مالى آب برك سرو با سركه * كند مو را سيه در يكدم و قوت و مو را دگر از درد دندان كس بود در رنج چو نكيرد * زمانى در دهان خويشتن نافع بود او

فى حرف الباء

كر دماغ خويش را خواهى سلامت كوشدار * نكته از من كه باشد بهتر از در خوشاب محتر ز باش از غذاهائى كه انكيز و بخار * شب مبر بسيار بيدارى مكن در روز خواب در آبله فرنك و دردش * بهر تو كه آمدى ز احباب نزديك معالج مجرب * بهتر نبود ز حبّ سيماب يك درم هركه هر صباح خورد * بهمن سوده را بشربت سيب شهوتش آن‌چنان قوى كردد * كه ز جانش برد قرار و شكيب

فى حرف التاء

چو پنج سوسن آزاد را جوشى ازو آبش * بشوئى روى خود را پاك سازد از كلف رويت