تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
كز اتمام اين نسخه دل‌فريب * فوايد رسانم بخلق خدا غرض از طب دو چيز آمد است * بشنو از يوسفى بسمع رضا حفظ صحت يكى از آن باشد * وان دكر دفع علت مرضى يادگير از من اى كه مىخواهى * كه كنى در علاج نشو و نما دفع هر علتى بضد مىكن * حفظ صحت به مثل مىفرما خلط چهار است زان يكى خوبست * كه بود كرم و تربسان هوا بلغم است آمد كر كه آب صفت * سردى و تريش بود پيدا هست آن ديكرى كه چون آتش * كرم و خشك است نام آن صفرا ديكرى هست سرد و خشك چو خاك * كفته‌اند اهل حكمتش سوداء افضل خلطها است خون كه از ان * بيشتر مىرسد تنت به غذا وانكهى بلغمت و از پى آن * هست صفرا و بعد از ان سوداء سرخى رنك شد علامت خون * زردى آن علامت صفراء شد سفيدى علامت بلغم * تيركى هم علامت سوداء بول چون سرخ آيد از خون است * ور بود زرد باشد از صفرا ور سفيد است بلغمش سبب است * ور سياه است هست از سودا
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 140 | يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي