تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
با شاهد سروقد كل رخ نما * صحبت چو باعتدال باشد احوال بدن مباشرش را * در مرتبه كمال باشد امور طبيعيهء هفت آمده * بهر هفت كن به كه دانا بود يكى هست اركان دكر امزجه * دوى ديكر اخلاط و اعضا بود قوى باشد ارواح آنكه بدان * كه افعال هفتم از آنها بود زنجبيلى كه نبودش ريشه * نبود كهنه هم جديد بود بادهاى غليظ را شكند * فالج و لقوه را مفيد بود هركه هرروزه‌اش خورد او را * قوت باه بر مزيد بود روغن كاو دفع زهر كند * زهر هرچند زهرمار بود ببرد سرفه را ز خوردن او * سرفه را با كسى چه كار بود درد امعاء قرار كيرد از آن * درد هرچند بيقرار بود در بياض بيضه مرغ انرزوت اريروند * چون كشى در چشم درد چشم را نافع بود ور زنا پرورده‌اش رغبت نما يك درم * مرّه صفرا و خلط خام را دافع بود از سر دانش حجامت كر كنى بر ساق پاى * رنج صرع و علت سرسام را درمان بود بر پس سر هم صداع و درد چشم و كوش را * سودمند آيد و ليكن موجب نسيان بود