تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
پس كند كرم و ناشتا خوردش * بچه مرده را بيندازد كچ‌گذارى به سركه چون بر سر * خون بينى همان زمان بندد ور بود خون ز زخم تازه روان * چون فشانى بر آن روان بندد شش رو به به سركه عنصل * ناشتا چون خورند روزى چند از براى سعال و ضيق نفس * خواهد افتاد نيك فائده‌مند شبت پزنده خلط و مسكن درد است * فواق را ببرد شير و طبع را راند شود چو ريش ذكر كهنه زود كردد به * بسوزد ار كسى آن را و به روى افشاند آب انار شيرين در شيشه ريزد بگذار * در آفتاب كرمش تا با قوام آيد مىكش ميل آن را دو چشم خويش به چند * خارش برد ز ديده نور بصر فزايد سپستان از براى سرفه نيكست * برد تب را عطش را هم نشاند نشاند خلط صفرا را و سينه * كند نرم و طبيعت را براند شلغم ز براى سينه نيكست * انكيز كند منى فزايد طبع تو شود از آن ملايم * بولت رود اشتها فزايد كه صحت كن زنهار پرهيز * تنت را كر به صحت كار باشد كه پرهيز تو در هنگام صحت * چو ناپرهيزى بيمار باشد