دو سه روزى كذرد چونكه بران * نزد دانا شود البته دوا
آب شهتره را چهل مثقال * كيرد هر روز رغبتش فرما
كه جرب را بود مفيد و برد * قوبا را و خارش اعضا
هست ريحان بدل نكو و بود * برز و بركش مقوى امعاء
ديده از روى منفعت اثرش * هركه بر داء فيل كرده طلا
خوردن شيطرج مفيد بود * بهر درد مفاصل و قوبا
سودمند آيد از براى بهق * سازيش چون به آب سركه طلا
استخوان آدمى را چون بسوزد آدمى * با كلاب آنكه خميرش سازد و سازد طلا
دردسر را نيك باشد صرع را باشد مفيد * ريش به سازد بود درد مفاصل را دوا
شراب اسطوخودوس از خورد كس * ز من بشنو حديث بىريا را
بواسير و كريون را دهد نفع * برد هم علت ماخوليا را
كر خورى يك درم از سكپنج * پاك سازد ز فضول امعاء را
ببرد نقرس و قولنج و دوار * صرع و دردسر و استسقا را
سماق و آب او هريك بمعده * موافق آيد آرد اشتها را
شكم بندد كند به ريش روده * برد تشويش ذو سنطاريا را
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٤٢