كردهات اى كه سست آمده است * كوش كن كوش كفته حكما
نخود و انكبين و تخم كرفس * ساز معجون و ميل مىفرما
كر بانكيز تو ره يابد فتورى چند روز * به كه از لحم كبوتر وز نخود سازى غذا
و رفته با سرعت انزال كارت بهر ان * بايدت هر روز خوردن دانكى از بر شعثا
غسل كردن پنج كس را ز اب سرد * افكند از رنج و علت در بلا
كويمت هر پنج را پير و صبى * صاحب اسهال و زكام و امتلا
درمى ميل اگر كنند اشنان * نزد داما چه پير و چه برنا
حيض را راند و كشايد بول * نيك باشد ز بهر استسقا
چو آويزند طفلان را طلاى خالص از كردن * نترسند و نكردد صرعشان در هيچكه پيدا
ز محلولش خورد هر روز اگر بيمار قراطى * شود از ضعف دل ايمن رهد از علت سودا
كر پر مرغ خانكى سوزى * پس بسائى و از براى دوا
بر جراحت فشانيش دو سه روز * آورد درهم آن جراحت را
آب آبى شكند تشنكيت * بكند قطع قى و دفع جشاء
ببرد نفت دم در بود كند * منع سيلان فضول از احشا
بر ثآليل چو سلخ حيّه * بكذارند به آب خرما
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
ص١٤١