تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آتشك ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
بيك‌بار بديد آيد و اب گيرد و سخت بزرگ شود و سوزش مىكند و بعضى را كه اندك اب گيرد زود ريش گردد و محل ان سوزش و درد و حرارة عظيم مىكند همچون حمره و گاهى بسعفه خشك اكّال باز گردد و گاهى بنمله‌ايد و خشك‌ريشه پيدا كند و بزرگ مىشود و پوست را نيز حتى مىخورد و بيشتر ظهورا و اولا بر پوست سر بود يا بر مذاكيره و گاه باشد كه بر اكثر اعضا برايد بتدريج و آنچه را اول برامده باشد هنوز باقى باشد و بعضى دانه بلكه بنوبت برايد و گاه باشد كه بر بعضى اجزا اعضا غلبه كند بتخصيص سر و بعضى نباشد يا كمتر بود بتخصيص پايها و گاه باشد كه بثرات اندك و متفرق بود و اعراض ان غلبه حرارة مزاج است و اعيا و خاريدن و درد مفاصل بمرتبه كه حركة مشكل تواند كردن و در شبها درد مفاصل بيشتر رنجه دارد و آن را كه دانه كمتر برايد وجع مفاصل بيشتر بود و گاهى وجع ثاقب شود چنانچه بيمار خواهد كه خود را هلاك كند و گاه باشد كه زمن سازد و من ديدم زنى را كه پايها مدتى بيكار شد هجو مفلوج و گاه باشد