تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آتشك ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
مضرة چندان ندارد و ماده اين مرض خلطى بود عفن مركب از اخلاط فاسده ليكن بلغميت و سوداوية احتراقى بدان غالب بود و اين خلط عفن هر خلط را كه در بدن بيشتر و غلبه‌تر يابد آن را عفن سازد و بجنس خود مستحيل گرداند و گاهى فساد ماده به حدى رسد كه ريش ان عضو را بخورد و تباه كند و بسيار باشد كه بثرات با اعراض آيد و بمرات بر طرف شود و درد و ورم و بدى هضم باقى باشد تا مدت بحران تام و بان حرارة گاهى نيز ظاهر مىشود و كسى كه درين مرض تخليطات كند و در علاج تقصير نمايد دو سال و سه سال و چهار سال و بيشتر اندرين مرض بماند ليكن بىدانه يا كم دانه چنين بود و اما بسيار دانه از مدت بحران تام مذكور در نگذرد و بعلاج صحت يابد و بعضى را كه اخلاط بد بسيار در بدن باشد و بثره بسيار پيدا كند و علاج نيك نكند هلاك شود علاج نخست تنقيه بايد كرد و غذاهاى ترياقى كم ترشى به كار داشتن و تسكين حرارة بكافوريات و غيره نمودن و هر گاه كه ترشى و سردى خوردن در درد و غيره زياده مىكند بدانند كه ماده آن بلغم