ازو مىزايد و ناصور مىشود و بسيار باشد كه لهاة را بيندازد و به هيچ چيز دفع نشود مگر با مور مذكوره و طلاى او مىماند كه در ميان سر بيشتر بمالند و چنين كردن را جرب سازند و حلق را تا تخفيف ماده ناصور كند و باقلاع بيكبار صحت يابد اينچنين درد گلوگاه اول پيدا مىشود و گاه آخر و گاه با ديگر دآنهاسيد كوبد و بسيار باشد كه اول بثره ظاهر شود آنگاه از اين اعراض بعضى يا همه پديد آيد و آن مرض از جمله امراض مسرى باشد ليكن بسيار سريع السرايه نباشد و از مجامعة با تشكدار زودتر از مصاحبه پديد آيد و از رسيدن بخار تن او به تن اندر حمام يا رسيدن عرق و آلايش فوطه و لباس او زودتر از ملاقات و ادراك نفس او پديد آيد حقير مىگويد كه اين كلام حق است و سبب اين آنست كه اين مرض را باقصى الامكان طبيعة جهد مىكند در پاك داشتن باطن ازين ماده خبيث و در بيرون انداختن به ظاهر بدن و از نيست كه در حالاتى كه وصول ابخره ظاهر بدنى بيشتر باشد سراية عظيمتر باشد و وصول هواى تنفس چون باطن ازين ماده پاك است
آتشك ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
ص٣٨