مىكنند و فايده بسيار اندك مىيابند و بعضى معجونى از بيخ چين تركيب مىكنند و آن معجون مىخورند و آنچه قياس ما اقتضا مىكند انست كه اجزاى معجون اين باشد در نباد جدوار زراوند مد حرج خولنجان سورنجان ما هيز هرج ديوند جينى افتمون هليله سياه سمط مفسول تربدا سفيد دارچينى سنبل مصطكى زيوا زعفران بسباسه قرنفل هيل بيخ چينى امد كوفته و بيخته بسه * عسل بسرشند هر روز پنج مد از اين تركيب بخورند تا وقتى كه تمام خورده شود خوردن اين و امثال در فصلين معتدلين اولى است و از بيخ جينى عرقى با دارچينى مىگيرند و خوردن آن از نفعى خالى نيست اگر بعد از صحة كلى خورند اولى خواهد بود زيرا زيراكه اينها را تا شير كلى نيست كه ما را خاطر جمع توان كرد اينست آنچه اين حقير درين باب ايراد كرده و اما آنچه امير بهاء الدوله در طب خود ذكر كرده اينست و اما ارمنى دانه كه در خراسان بآبله فرنگ مشهور بود بجهة كثرت مشابهة اكثر ان بجدر مىماند در حياة و در جميع اعراض بانواع پديد آيد بعضى را آبلهاى بزرگ و غلبه و درهم پوسته
آتشك ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
ص٣٥