بر روى هم نثرى ساده دارد : اگر شاهسفرهم در مجلس پيش شرابخوارگان بنهند چون بوى به ايشان رسد خواب بريشان افتد و زود مست شوند : ص 145 .
فصل سوم از مقالت دهم در معانى الفاظ پهلوى است حدود 350 واژه دارد كه بعضى از اين واژهها نادر است :
الچخت ، بافدم ، بشكول ، پشكم ، تيو - چكاد ، خوهل ، زليفن ، سوتام .
آقاى ايرج افشار در تصحيح اين متن زحمت بسيار كشيدهاند و آن اندازه كه از متن چاپى معلوم مىشود رعايت امانت شده است كوشش ارزندهء ايشان را نبايد از نظر دور داشت .
حاشيهء ص 66 آوردهاند : « كيكز در كتب لغت و مفردات ديده نشد ، كيكر به معنى خار مغيلان و كيكير ( جرجير آمده است ) شايد كنگر درست باشد » .
كيكز صورت ديگرى از كيكج است كه در المرقاة ص 145 آمده است كه در متن حاضر به صورت كهكج و كهكز آمده است در فرهنگها به صورت ككژ ، ككش . نيز ضبط است . در هداية المتعلمين و تفسير ابو الفتوح ككج آمده است ( هدايه ، دانشگاه مشهد ص 570 ، تفسير ابو الفتوح 5 جلد ، ج 1 ، ص 464 ، كبيكح نيز صورت ديگر اين واژه است ) ، ورد الحب ( گل عشق ) و آن كبيكج است ترجمهء مفاتيح العلوم ، ص 166 بنياد فرهنگ ، خديوجم ) .
نيز رجوع كنيد ( الابنيه زليگمان ، ص 210 )
ص 105 س 6 نارد [ ى ]
و در ص 118 س 2 ناردين ، ناردى و ناردين واژهاى است جز نارد نارد : كنه است و ناردين : سنبل رومى ( شرح اسماء العقار 265 ) .
القراد : نارد است ( المرقاة ، اسامى البلغه ) .
ص 321 - ص 327 جيلاهنگ صحيح اين كلمه جبلاهنگ است الابنيه ص 82 - هدايه ص 580 - 637 ص 339 شيرم .
صحيح اين واژه شبرم است .
منوچهرى گويد :
وان گل نار بكردار كفى شبرم سرخ