برهان لغت « بياستو » به معنى خميازه و دهندره آمده است .
مىتوان احتمال داد كه « بيافيل » مصحف « بياستو » باشد ، ولى اين البته احتمالى بعيد خواهد بود .
3 . در حروف نون آمده : « كيان ( ؟ ) : آن است كه به تازى « حيا » خوانند .
اينجا تصحيف در معنى كلمه روى داده است يعنى در لفظ « حيا » در برهان آمده :
« كيان :
. . . و بضم اول خيمهء گردى را گويند كه به يك ستون برپاى باشد و آن را گنبدى هم مىگويند . . . »
از اينجا معلوم مىشود كه كلمهء « كيان » به معنى خيمه و چادر در مآخذ برهان بوده است .
مترادف « چادر » فارسى در عربى خيمه و « خباء » است . يكى از نساخ بىمبالات فرخ نامه « خباء » را كه مركب است از خ ، ب ، ا ، ء به صورت « حياء » كه مركب از ح ، ى ، ا ، ء است نوشته و موجب گمراهى خوانندگان شده است . بايد اضافه كرد كه كيان به معنى خيمه در زبان فارسى ريشه دارد و عريق است ( براى توضيح بيشتر رجوع كنيد به حواشى آقاى دكتر معين بر برهان ذيل كلمهء كيان » .
4 . در ص 324 آمده : « سردن ( ؟ ) ( سردن آنچه بر سر پاى مالنده كنند سرده گويند ( ؟ ) ظاهرا درست چنين است : سپردن : سپردن آنچه به زير پاى ماليده كنند سپرده گويند . اگر گفته شود كه تكرار متن لغت در عبارت معنى درست نيست جواب اين است كه اين كار باز هم در اين لغتنامهء كوچك مفيد نظير دارد . مثلا : « غرم :
غرم گوسفند و ميش كوهى بود ( ص 322 )
5 . در ص 325 آمده : « هيون : سرمست » و اين نيز غلط است نه از مؤلف بل از نساخ .
درست « شتر مست » است . در برهان آمده : « هيون : به معنى نشر باشد مطلقا و بعير خوانند و بعضى گويند هيون شتر حجازه است و بعضى شتر بزرگ را گويند » خلاصه آنكه هيون به معنى سرمست ( طافح ) نيامده است .
6 . در ص 327 آمده : « تهبيده ( ؟ ) آن بود كه به تازى در « فين » گويند » درست « نهنبيده » است بر وزن ستمديده و حرف اول آن نون است نه تاء مثناهء فوقانيه . در برهان آمده :
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٤٩