آن اسم اراده كرده است كه عبارت باشد از : ( دم + دن ظرف ، دان ، جا ) روى هم رفته به معنى : جا و مكان دم .
ص 326 : واژهء « شر » را تازى و به معنى : تفو شمرده كه به اين معنى ديده نشده و شرح اين مطلب را در زير لغت سّح در همين يادداشتها آوردهام بدان بنگريد .
صفحه 338 : جزء خوراكهايى كه براى رفع مسموميت ياد شدهاند از « آب برنج » است . اما مصحح در توضيحات و اصلاحات كتاب آن را « آب ترنج » پنداشته . چرا ؟
معلوم نيست .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٥٤