« نهنبيده : به كسر اول و باى ايجد بر وزن ستمديده سخن پنهان و دفينه و هر چيز پوشيده و پنهان را گويند » كلمهء نهنبيده با نهنبن به معنى سرپوش ديگ و نيز بانهان از يك ريشه است .
7 . در ص 328 آمده : « لنتره ( ؟ ) و سترهكش ( ؟ ) : همه يكى است » ، مصحح گرامى در حاشيهء نسخهء بدل اين دو كلمه را « لتره » و « ستروك » ذكر كردهاند و ظاهرا همين دو كلمهء اخير درست است . زيرا آن دو كلمه كه در نسخهء اساس بوده است در برهان و لغتنامه نيامده است ولى « لتره » و « ستروك » هر دو در برهان به يك معنى يعنى « مردم بىكار و كاهل و بىمايه » آمده است .
8 . در ص 326 آمده : « كواژه : افسوس و سخره بود » اين كلمه به اين معنى با گاف فارسى درست است رجوع كنيد به يادداشتهاى گاتها تأليف شادروان استاد پورداود .
در پايان بىمناسبت نيست كه به يك نكته اشاره شود و آن اينكه مرحوم علامه دهخدا در لغتنامه دربارهء يكى از معانى كلمهء « ژاله » يعنى « خيكى پر باد كه به دو از آب بگذرند » اظهار شك فرمودهاند . علت شك آن مرحوم اين بوده كه براى ژاله بدين معنى لغتشناسان دو بيت آوردهاند كه چندان مضبوط و محل اعتماد نبوده است و خود علامه هم شاهدى ديگر براى آن نيافتهاند . در فرخ نامه اين لغت با همين معنى آمده بدينسان :
« ژاله : و آلتى هست كه در دريا كار نمايند . . . » كه مؤيدى براى صحت آن لفظ و آن معنى تواند بود .
غلامرضا طاهر ( راهنماى كتاب ، سال دوازدهم )
2 . يادداشت على رواقى
كتاب شامل شانزده مقالت است كه هر مقالت داراى دو يا چند فصل مىباشد « در منافع انسان ، در منافع طيور و هوام ، در منافع اشجار و اسفرهم . . . »
همانطور كه مؤلف در مقدمه ذكر كرده است يكى از مآخذ او نزهت نامهء علايى بوده است : « بر خويشتن واجب كردم كه به موجب آن كتابى سازم نام آن فرخ نامهء جمالى از كتب متفرق كه از اين نوع باشد و هر آنچه در نزهت نامه باشد الى ما شاء اللّه » . ص 5