تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
گراييدن « 1 » : ميل كردن بود و به دست قياس چيزى كردن بود .

و

مينو : بهشت بود . گو : مردى « 2 » بود . آهو : آن است كه به تازى « عيب » گويند . چكاو : آن است كه به تازى « قبّره » « 3 » گويند . تيو و تاو و تاب : طاقت بود . چنان كه گويند مرا تيواى اين كار نيست ، يعنى طاقت اين كار نيست . تهو : آن است كه به تازى « شر » « 4 » گويند . چنان كه گويند تهو بر تو يعنى شر « 5 » بر تو . / 326 /

ه

گاه و اورنگ : تخت بود ، و گاه جامه‌اى نيز بود كه بر تخت افگنند يا در پيشگاه ، و به لفظى ديگر آن را دست خوانند . باره : اسپ بود . و پاره آن بود كه رشوه گويند . تبيره و دهل و كاسه و دبدبه : آن بود كه از درگاه پادشاهان زنند . شكرده و ساخته و بسيجيده و پسغده : همه يكى است و به معنى ساخته بود . تهبيده ( ؟ ) : آن بود كه به تازى « دفين » گويند . نكوهيده : آن است [ كه ] به تازى « مذموم » گويند .
هامش
( 1 ) . م : گراويدن . ( 2 ) . ملك : مرد مردانه . ( 3 ) . م : قنبره . ( 4 ) . ملك : سح . ( 5 ) . ملك : سح .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 294 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى