تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

ن

گرزن : تاج بود . باژگون و وارونه : همه يكى است گوزن : گاو كوهى بود . خيزران : گياهى بود باريك . پرنيان : جامهء نرم بود . « 1 » پروانه : آن است كه به چراغ حريصى كند تا خود را به دو كشد ، و رسول را نيز گويند ، و نوشتهء ديوان را نيز پروانه [ گويند . ] اهرمن : ديو و ابليس بود . ژيان : آشفته بود ، و اين لفظ اندر صفت سباع به كار دارند . پهلوان : سپه‌سالار بود ، يا مردى بود كه اندر كارزار پايدار بود . زليفن « 2 » و فريب : هر دو يكى است . پريشان : لفظى است كه اندر موى به كار دارند . چنان كه موى جعد باشد گويند پريشيده است ، و همچنين چيزى كه بيفشانند گويند پريشان . كيان ( ؟ ) « 3 » : آن است كه به تازى « حيا » خوانند . آذين : آن است كه به تازى « حجله » خوانند . / 323 / آئين : آن است كه به تازى « رسم » خوانند . خراميدن و لنجه « 4 » : رفتنى است به تكلّف و تنعّم . همايون و خجسته و فرخنده و فرخجسته : همه يكى است . جوان و جوانه و برنا : همه يكى است . فژاگن و ناپاك : چيزى پليد بود . بالكانه : آن است كه چون درى مشبّك از چوب يا آهن بود كه در ديوار خانه گيرند تا خانه
هامش
( 1 ) . نسخهء پ 1568 تا اينجا ازين مبحث را بيشتر ندارد و مطلب به احكام نجوم متصل شده است . ( 2 ) . دانشگاه : زلفين ( برهان قاطع : زليفن ، تهديد ، كينه ) . ( 3 ) . به اين معنى ديده نشد . ( 4 ) . اصل : لفجه ( تصحيح مبتنى بر صحاح الفرس و برهان است ) .