آهنگ : آن است كه به تازى او را « حمله » خوانند .
ل
نهال : درخت است تازه .
يال : گردن و بر و دوش « 1 » .
هال و خوشى : هر دو يكى است و به تازى او را « لذت » خوانند .
همال و همتا و همشيره و همسر « 2 » : همه يكى است .
بال : پر مرغ را گويند . « 3 »
نال و نى : هر دو يكى است ، و به تازى آن را « قصب » گويند .
كوپال و لخت : هر دو يكى است .
لال : گنگ و به تازى « اخرس » گويند .
بيافيل « 4 » ( ؟ ) : آن است كه به تازى « ثوباء » گويند .
پيغوله « 5 » و كنج و گوشه : هر سه يكى است .
هيكل : بتخانه ، و آن بند حمايل كه بر گردن افگنند هم هيكل گويند .
ژاله : آن قطرها بود كه بامدادان بر نبات نشيند ، و آلتى هست كه در دريا كار نمايند ، و سرشك را هم ژاله گويند . / 321 /
بشكول « 6 » : آن است كه به تازى « جلد » گويند .
يل « 7 » : بزرگ بود . كسى را كه منظرى و تنومند بود او را « يل » خوانند .
يله : رها كرده بود . چنان كه گويند يله كرد .
تل : كوهى بود در ميان بيابان ، و به لفظى ديگر چكاد گويند .
تنبل و نيرنگ و چاره و داستان : همه يكى است .
هامش
( 1 ) . پ 1568 : پاك كردن و پرورش ( ؟ ) .
( 2 ) . پ 1568 : هماره .
( 3 ) . پ 1568 : اين مطلب را ندارد .
( 4 ) . كذا در اصل ، ملك : سافل .
( 5 ) . م : بيغول .
( 6 ) . م : دانشگاه : شنگول .
( 7 ) . 1568 : يك .