تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥

ز

مرز : آن است كه به تازى « حدّ » خوانند ، و چون در حدّى مهترى باشد كه سپاه دارد گويند مرزبان است . « 1 » گرز : سلاحى بود كه پيشينگان داشتندى بر عمل هر كارى . « 2 » ژاژ : گفتارهايى بود بيهوده ، و ژاژ و ياوه « 3 » هر دو يكى است . گراز : بيلى « 4 » بود ( كه برزيگران بر آن كار كنند ، و ) خوك نر را ( نيز ) گراز گويند . خرزه : قضيب مرد بود . كوز و خيده « 5 » و چفته و خوهل : همه يكى است . ويژه : آن است كه خاص باشد ، گويند كه فلان از خاصگان است . به پهلوى گويند از ويژگان ، و اصل اين خالص است يعنى يكدل و بيغش . شرزه « 6 » : در شير يا دزدى كه از خشم دندانها برهنه كرده ( بود . ) نغز و چابك : آن است كه به تازى « طرفه » گويند . نايژه : آن است كه به تازى « مزمّله » گويند . « 7 » كواژه : افسوس و مسخره بود . « 8 »

س

سندروس : صمغى بود ( و روغن آن [ را ] روغن چينى گويند ) كه نقّاشان روغن آن را به كار دارند . / 317 / چاپلوس ، فريب : همه يكى بود . هراس و ترس و بيم : همه يكى بود .
هامش
( 1 ) . اين عبارت در « م » نيست . ( 2 ) . م : سركارى . ( 3 ) . م : تاد ، پ 1568 : تا . ( 4 ) . پ 1568 : پيك ( ؟ ) . ( 5 ) . م : حفده ، پ 1568 و دانشگاه : جعده ، تصحيح مبتنى بر صحاح الفرس و برهان قاطع است . ( 6 ) . دانشگاه : شرژه . ( 7 ) . اين مطلب در ملك نيست . ( 8 ) . اين مطلب در « م » نيست .