تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
ارج و اروند . نوند ، اسپ و ستور : همه يكى است . / 314 / نبرد : آن بود كه در كارزار دو مبارز با هم بگردند . [ گرد ] : و كنارنگ هم نادر آيد . اگر كسى بود كه او را قدى « 1 » و بالايى بود نيكو ، گويند گردست و كنارنگ . جغد : آن مرغى است كه در « 2 » ويرانه‌ها مىباشد آن را « بوم » گويند . ژند : جامه‌اى بود دريده ، چنان كه رشته‌ها ازو درآويخته بود . هر جامه‌اى كه چنين باشد گويند ژنده « 3 » است . زند : نيز تفسير باشد . حاجتمند و درويش و مستمند و نيازمند : همه يكى است . نژند « 4 » و دژم و آواره و سرگشته : همه يكى است . شنبليذ : اسپرغمى بود به زردى كه همه زرديها مثل به وى « 5 » زنند . نويد و خبر و آگاهى : همه يكى است .

ر

فر : ( آن است كه ) به تازى « نور » خوانند و كسى كه نورانى بود گويند فرمند و فرهمند است . تيز : [ ] بود و قسط بود و تير كشتى « 6 » بود و عطارد بود . تيريز جامه بود . وير : فهم بود و محنت هم بود . تكاور و بادپاى و بارگى « 7 » و اسپ و ستور : همه يكى است . پيكر : آن است كه به تازى « صورت » گويند ، و « دو پيكر » جوز است . كديور « 8 » : هم برزگر « 9 » بود و هم كدخداى بود .
هامش
( 1 ) . دانشگاه : قدرى . ( 2 ) . دانشگاه : به . ( 3 ) . دانشگاه : ژند ژند . ( 4 ) . م : سركشى . ( 5 ) . دانشگاه : به دو مثل . ( 6 ) . م : سركشى . ( 7 ) . م : تاريكى . ( 8 ) . م ، دانشگاه : بزرگ . ( 9 ) . پ 1568 : بزرگ .