ارج و اروند .
نوند ، اسپ و ستور : همه يكى است . / 314 /
نبرد : آن بود كه در كارزار دو مبارز با هم بگردند .
[ گرد ] : و كنارنگ هم نادر آيد . اگر كسى بود كه او را قدى « 1 » و بالايى بود نيكو ، گويند گردست و كنارنگ .
جغد : آن مرغى است كه در « 2 » ويرانهها مىباشد آن را « بوم » گويند .
ژند : جامهاى بود دريده ، چنان كه رشتهها ازو درآويخته بود . هر جامهاى كه چنين باشد گويند ژنده « 3 » است .
زند : نيز تفسير باشد .
حاجتمند و درويش و مستمند و نيازمند : همه يكى است .
نژند « 4 » و دژم و آواره و سرگشته : همه يكى است .
شنبليذ : اسپرغمى بود به زردى كه همه زرديها مثل به وى « 5 » زنند .
نويد و خبر و آگاهى : همه يكى است .
ر
فر : ( آن است كه ) به تازى « نور » خوانند و كسى كه نورانى بود گويند فرمند و فرهمند است .
تيز : [ ] بود و قسط بود و تير كشتى « 6 » بود و عطارد بود . تيريز جامه بود .
وير : فهم بود و محنت هم بود .
تكاور و بادپاى و بارگى « 7 » و اسپ و ستور : همه يكى است .
پيكر : آن است كه به تازى « صورت » گويند ، و « دو پيكر » جوز است .
كديور « 8 » : هم برزگر « 9 » بود و هم كدخداى بود .
هامش
( 1 ) . دانشگاه : قدرى .
( 2 ) . دانشگاه : به .
( 3 ) . دانشگاه : ژند ژند .
( 4 ) . م : سركشى .
( 5 ) . دانشگاه : به دو مثل .
( 6 ) . م : سركشى .
( 7 ) . م : تاريكى .
( 8 ) . م ، دانشگاه : بزرگ .
( 9 ) . پ 1568 : بزرگ .