تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

ب

شيب : شيب دوال تازيانه بود ، و آن رشته كه در پاى فلاسنگ فگنند . از بهر / 312 / آواز هم شيب خوانند . آسيب : آن است كه به ( تازى ) نكبت گويند ، ( چنان كه ) گويند فلان را آسيبى رسيد ، يعنى نكبتى رسيد . ناب : چيزى كه خالص بود آن را ناب گويند . تاب : يعنى تعجيل .

ت

زفت : آن است كه به تازى « بخيل » گويند . الچخت : چشم داشتن ( بود ) و نيز پوشيدن بود . نخوت : كبر و حسد بود . سنگ‌پشت : آن است كه به تازى « كشف » گويند . خارپشت : آن است كه به تازى « قنقذ » گويند . تبست « 1 » و تباه : هر دو يكى است . پست و هامون و هموار « 2 » و ساده : همه يكى است . ليكن هامون و هموار « 3 » و ساده در زمين گويند و پست در همه چيز گويند . چنان كه گويند ديوارى را يا مردى را كه پست است يا كوتاه است يا غيره ، چنان كه دون همّت را گويند پست همّت است . كفت : سردوش و شانه « 4 » بود . فرتوت : خرف باشد . پير خرف را فرتوت گويند . « 5 » گست : زشت بود .
هامش
( 1 ) . م : ملك : نيست . ( 2 ) . م : دانشگاه : همواره . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . م : شام . ( 5 ) . پ 1568 : مردى كه پير پير باشد كهك ( ؟ ) گويند .