تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

الف

مرغوا و مروا : هر دو فال بود كه زنند به لفظ از جهت نيك و بد . نيا : برادر « 1 » پدر بود ( ! ) ، و مادر پدر را نيز نيا خوانند . مينا : آينه بود ، و بهشت را نيز خوانند . خوا : « 2 » گياهى بود در ميان كشتها بود . و الا و بزرگ : هر دو يكى است ، ( و مردى را كه اصلى بود گويند والاگهرست . خارا و خاره : ) هر دو يكى است و اندر كوه به كار دارند يا سنگى كه سخت باشد و يك لخت . كانا : كانا آن بود كه علمها داند چون طلسمها و كيمياگرى ( ! ) « 3 » زيبا و زيبنده و نمكن ( ؟ ) : « 4 » همه يك معنى دارد . تمرا ( ! ) : افسوس بود كه به كسى كنند . « 5 » كيارا و تاسه : هر دو يكى است . كسى كه كارى كند بىفايده گويند ازين كار ترا كيارا نمىآيد . ( يعنى تاسه نمىگيرد . )
هامش
( 1 ) . كذا در نسخه‌ها ، ظ : پدر . ( 2 ) . م : جوا ، در ص 318 ذيل « نيارش » هم آمده است ( نگاه كنيد به صحاح الفرس ) . ( 3 ) . در لغتها به معنى نادان آمده . ( 4 ) . كذا در اصل ، ملك : نملن . ( 5 ) . اين لفظ در فرهنگها ديده نشد .