باشد . و هر درجه شصت دقيقه ، و هر دقيقه شصت ثانيه . تا همچنين مىرود تا عواشر و حوادى عشر تا آنگه كه خواهند .
و علامت برجها در تقويم چنين بود كه زير هر يك نوشته شد و از آن حمل ( را ) صفر نهادهاند ( يعنى ) كه هيچ چيز كه برجى به سى درجه قسمت كردهاند ، و چون سى درجه برود يك برج رفته باشد .
و چون كوكبى در حمل بود و بيست درجه نويسند چنين بايد ( نوشت ه ك ) تا دانند كه برجى رفته است تمام و آن برج ديگر در دو درجه .
و اگر هشت برج ده درجه بود چنين نويسند : ح ى .
و اگر مثلا حمل را نه صفر نهاده بودندى يكى حساب زيج و تقويم راست ( نيامدى ) ، چون حمل را صفر نهادند هيچ اشتباه در حساب نيايد ، و اللّه اعلم .
باب پنجم در شناختن اسابيع
پيش همه ملّتى اسبوع هفتها باشد ، و اهل اسلام و غير همچنين گويند كه ازين سبب هفت روز است كه خداى عزّ و جلّ جهان را به هفت روز آفريد . / 254 /
و جهودان گويند كه آغاز آفرينش يك شنبه بود و هر روز ( ى ) چيزى بيافريد و روز شنبه هيچ فرمان نداد ، و ازين بود كه جهودان روز شنبه هيچ كار نكنند .
و مسلمانان گويند كه شش روز فرمان داد به آفرينش و هفتم به عرش مستوى شد « 1 » چنانك در قرآن عظيم فرمود :
« فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ .
« 2 »
»
و نام هفته در تازى و پارسى حروف است و در تقويم علامتش اين است :
الاحد ، الاثنين ، الثلاثاء ، الاربعا ، الخميس ، الجمعه ، السّبت . « 3 »
و در تقويم سطر ( نخست ) نام هفتها باشد و بر سر آن ايّام العرب و ايّام الاسابيع يا ايّام الجمعه هر كدام كه خواهند .
هامش
( 1 ) . م : و او به كرامت و عظمت عرشى و مشرف گردانيد عرش را بر ديگر آفرينش .
( 2 ) . قرآن ( از جمله الحديد 4 ) .
( 3 ) . نامهاى فارسى ايام هفته در نسخهء « م » زير عربى و در « ك » در سطر بعد آمده است .