تسديس از سوم و يازدهم افتد ، و تربيع از چهارم و دهم ، و تثليث از پنجم و ششم ، و مقابله از هفتم .
مثاله : ماه مثلا در حمل است به جوزا و دلو نظر تسديس دارد و به سرطان و جدى نظر تربيع و به اسد و قوس نظر تثليث ، و به ميزان نظر مقابله دارد ، و با هر ستاره كه در حمل است مقارنه دارد .
و اتّصالات ( را ) علامتى ديگر هست چنانك نوشته شد اينجا تا دانسته آيد ، ان شاء اللّه وحده :
مقارنه ، تسديس ، تربيع ، تثليث ، مقابله ، رجوع ، استقامت ، احتراق ، اختفا « 1 » ، ظهور .
و همچنين قمر را اين علامتهاست كه ( در ) زير آن نوشته شد ، و همچنين احوال / 256 / مهمّات را ( و ) هر يكى ( را ) علامتى هست و اين نيز نوشتم تا معلوم شود :
تحت الشّعاع ، خالى السّير ، هبوط ، شرف ، ذهاب ، انصراف ، مغرب ، مشرق .
باب هشتم در شناختن شهاب « 2 »
اين بابى سخت عظيم مفيدست كه بيشتر احوال تقويم بدين تعلّق دارد كه روزها ( ى ) سبك و سنگى از اين معلوم شود و قوّت و ضعف همچنين كه چون آغاز شغلى خواهد كرد ، و قمر را حال نيك « 3 » بود آن شغل از دست برآيد ، و ما اين جايگاه ياد كنيم تا خواننده را از آن فايده باشد .
( اوّل ) ببايد دانست كه چون ماه در عقرب و جدى بود ضعيف بود مگر به سعدى پيوسته بود .
و در ميزان و دلو نه نيك باشد كه از نوزده درجهء ميزان تا درجهء عقرب طريقهء محترقه خوانند .
و در حمل نيز گويند كه نيك نباشد « 4 » ، و هرگه كه تحت الشّعاع يا خالى السّير بود يا مقارنه عقده باشد هم نيك باشد .
هامش
( 1 ) . م : اخفا .
( 2 ) . عنوان در « ك » نيست .
( 3 ) . م : نيكو .
( 4 ) . م : نه نيك بود .