يكى تاريخ پارسى يزدجردى و آن اوّل روزست از پادشاهى يزدجرد شهريار از آخر ملوك عجم و سالش ( بر ) سيصد و شصت و پنج روزست . هر ماهى به سى روز ( و ) مختاره در آخر آبان ماه است در قديم . امّا از آن وقت كه كبيسهء سلطانى كردهاند مختاره به آخر اسفندارمذ ماه [
b
354 ] آوردهاند .
و سال پارسيان نزديك است به سال شمسى كه هر سال به ربع يك روز از آن كمترست ، و اين ربع چون سالها بسيار شود جمعين « 1 » بسيار باشد ، و پارسيان در هر بيست سال يك ماه كبيسه كنند تا سالشان مقابل سال شمسى گردد و نام روزها و ماهها [ ى ] ايشان معروف است .
و اين سالها [ ى ] هجرى هيچ كبيسه ندارد و البتّه چنان جهودان كنند ، و چون اسلام پيدا شد خداى عزّ و جلّ نهى كرد چنانك گفت :
« إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ .
« 2 »
»
امّا تاريخ روميان ابتدا اوّل روزست از ملك اسكندر بن فيلقوس و سال او شمسى است . هر سال سيصد و شصت و چهار يكى روزست و هر ( يكى دور ) سال يك روز كبيسه كنند و به آخر شباط برافزايند ، و نام ماهها ( ى ) ايشان معروف است . بعضى سى روزست و بعضى سى و يك روز . و از آن جهت كه سال ايشان شمسى است بسيار چيزها ( كه ) به حساب تقويم نويسند به ماهها ( ى ) روم مقيّدست چون طلوع انواء و استراح طبائع و جز آن بيشتر چيزها كه به « 3 » تقويم نويسند و از آن سبب اين سه تاريخ در تقويم ضبط كردهاند و مىكنند .
و تاريخها ( ى ) ديگر رها كردهاند كه تاريخ هلالى از آن ناگزيرست ملّت اسلام را و به هيچ حال از آن استغنا نيست ، و از تاريخ « 4 » حبش بدان بنا نهادهاند و تاريخ پارسى همچنين به كار مىبايد و تاريخ « 5 » يحيى و بسيار تاريخها « 6 » بدان تاريخ است از آن سبب كه آسانترست ، و تاريخ « 7 » بتّانى « 8 » تاريخ اسكندر نهاده است . پس ناچارست ازين / 251 / هر سه تاريخ .
امّا اگر كسى خواهد كه ازين هر سه تاريخ چون يكى دانسته باشد آن دو ديگر بيرون
هامش
( 1 ) . ( ؟ ) ك : حمغين ، م : جمعى .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 37 .
( 3 ) . م : در .
( 4 ) . م : زيج .
( 5 ) . م : زيج .
( 6 ) . م : زيج .
( 7 ) . م : زيج .
( 8 ) . م : ثانى .