آرد آسان است از تاريخ « 1 » كه همه آنجا مخلص و مرتّب است .
باب سوم در شناختن حساب جمل
ببايد دانست « 2 » كه هركه خواهد كه چيزى از تقويم بداند او را ناگزير بود از شناختن حساب جمل از تاريخ و تقويم [ كه ] تعلّق بدان حساب دارد . و هركه اين حساب نداند از تقويم هيچ بر وى گشاده نشود چندانك بيش نگرد دل كورتر باشد و فايده از آن نيابد .
و چون اين حساب مشبع « 3 » و به تحقيق آموخت ( همه ) به دو سهل شد و اين شمار بدين حروف ابجد نهاده است : ابجد ، هوّز ، حطّى ، كلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخذ ، ضظغ .
بعضى گويند كه اين نام هشت پادشاه است ، و بعضى گويند نام هشت فيلسوف است ، و بعضى گويند كه اين وضعى است كه يونانيان نهادهاند « 4 » و به دست آوردهاند ، و هيچ كس حقيقت اين نمىداند .
امّا آنچه عقل دليلى مىكند اين حروفها يا سخن يونان است يا آن عرب كه در پارسى نيست .
و پارسيان حساب تقويم در « 5 » روزگار پيش به لونى ديگر نهادهاند بر قسمى بيرون ازين حساب ، و چون اسلام پيدا شد عرب اين نامها نمىدانستند ، پارسيان اين وضع بشناختند و باز حرفها كردند ، و شمارش چنين است : / 252 /
ا ب ج د ه و ز ح ط ى ك 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 20 ل م ن س ع ف ص ق ر ش ت 30 40 50 60 70 80 90 100 200 300 400 ث خ ذ ض ظ غ 500 600 700 800 900 1000 ( تمام شد )
هامش
( 1 ) . م : زيج .
( 2 ) . م : دانستن .
( 3 ) . م : + كرد .
( 4 ) . م : كردهاند .
( 5 ) . م : به .