حروف اوّل يكى بايد گرفت و آن « 1 » دوم دو [ و ] آن « 2 » سوم سه ، آنگه از ده هر يكى ده مىافزايد تا به صد ، آنگه از صدصد مىافزايد تا هزار شود .
و در نوشتن مىبايد كه جيم و يا معوج نويسند [
b
355 ] و قاف و فا نقط برزنند الّا كه ناچارى باشد . و عدد بيشتر مقدّم دارند و آن كمتر موخّر ، چنانك اگر خواهيم كه صد و بيست و يك بنويسيم قكا ، و اگر دويست و بيست و دو نويسيم ركب ، و اين حروفها نيز به ترتيب حساب هندى نويسند .
و هرگه چنان « 3 » خواهد نوشت عدد كمتر مقدّم دارند ، چنان كه ( اگر خواهند ) سيصد و سى و دو نويسيم ب ل ش « 4 » و آن حرفها نه پيوندند .
و به جاى دو هزار كاف و به جاى بيست هزار كاف بود ، و هر كجا كه عدد نبود صفرى آنجا نهند تا مرتبتش پيدا آيد .
مثال : خواستيم كه دو هزار و دويست و يك نويسيم ا . ر ك ، « 5 » از بهر آنك عشرات در ميان اين نبود و صفرى بر جاى آن نهاده شد .
و زرّاقان ازين حرفها هرچه بيشتر از دوازده « 6 » بود دوازده از آن بيفگنند باقى نوشته و هرچه باقى بماند ساقط خوانند ، و در چهار حرف خلاف كردهاند و در اينجا ياد نمىكنيم از آنك حاجت نيست . / 253 /
باب چهارم در بروج
الحمل ، الثور ، الجوزا ، السرطان ، الاسد ، السنبله ، الميزان ، العقرب ، القوس ، الجدى ، الدلو ، الدلو ، الحوت . « 7 »
و هر برجى ازين به سى درجه قسمت كردند تا جملهء درجهء فلك سيصد و شصت
هامش
( 1 ) . م : از .
( 2 ) . م : از .
( 3 ) . م : حاجت .
( 4 ) . م : ج .
( 5 ) . م : بيست و دو هزار و دويست و يك نويسيم ا . ر ب ك .
( 6 ) . ك : ده .
( 7 ) . در نسخهء « م » زير هر يك از بروج به ترتيب براى حمل و از « الثور » تا « الحوت » علامات ابجدى از « ى » تا « يا » نوشته شده است .