و آنچه ترش باشد صفرا بنشاند « 1 » ، و دل و جگر و معده ساكن كند ، و خون بنشاند .
و اگر به افراط خورد هيضه آرد . ( و اللّه اعلم بالصواب . ) / 132 /
جوز « 2 »
اگر خواهند تا درخت جوز بار بيش آورد و نرمه باشد گوز را درست بايد بيرون كرد از پوست ، آنگاه بكارند . و از مورچه نگاه دارند تا تباه نكند ، و چون بگيرد و سال برآيد به جاى ديگر نقل كنند . چون در بر آيد پوست تنك باشد و بسيار بار آورد .
و اگر سه خار از درخت زعرور بر درخت گوز بندند بار بسيار دهد .
و اندر نرمه گرداندن چارهاى هست ، مغاكى ببايد كندن در بن درخت و بورهء ارمنى و سرگين كبوتر اندر بن او انبار بايد كرد اندر سالى چهار بار تا نرمه گردد . « 3 »
خوردن : گوز تر با نمك بايد خورد تا زيان نكند .
و چون گوز خشك خورند از پى آن آبكامه خورند .
و اندرو خاصيت است :
[ مغز ] : ( اگر ) مغز گوز با ريق خورند منفعت كند زهرها [ ى ] كشنده را .
بقراط گويد كه آنگه كه گوز بخورند يا خورده باشند « 4 » به مثل چند نخدى يا بزرگتر ، بگيرد و بخورد با شكر كوفته ، « 5 » اميد به خداى تعالى ( چنان ) دارم كه او را درد چشم نباشد تا سال ديگر .
و گوز تر گرم و تر بود . آب پشت بيفزايد .
و گوز خشك ( گرم و خشك است و ) صفرا آرد [
a
339 ] و دهن بخوشاند « 6 » و سرفه آرد و بخارها به دماغ رساند .
نارجيل
روغن نارجيل در موى مالند موى سخت گردد و زود سفيد نبود . « 7 » / 133 /
هامش
( 1 ) . پ 161 : ساكن كند .
( 2 ) . پ 161 ، م : گوز .
( 3 ) . پ 161 : از ابتداى جوز تا اينجا ندارد .
( 4 ) . پ 161 : گوز خرد باشد .
( 5 ) . پ 161 : شكوفه .
( 6 ) . پ 161 : بجوشاند .
( 7 ) . پ 161 : سفيد سخت نشود .