تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و طبع او گرم و قوى « 1 » است ، و افراط او درد مقعد و ريش مثانه و گرده را بد است . اگر پاره‌اى از بيخ او اندر چراغدانى نهند بجاى « 2 » فتيله بيفروزد . چوب نارجيل در مجلس به آتش نهند يا پوست او زود مست شوند ، و اللّه اعلم .

بادام

اگر بادام تلخ با خربق سياه اندر آب سرشته كنند و سگ را دهند تا بخورد بميرد ، و همه دد ( ى ) همچنين . و اگر مغز بادام تلخ با گوگرد بكوبند و به خورد سگ دهند بيهوش گردد ، و چون سوزنى در بن دنبال او فرو برند باز هوش آيد . و اگر مغز بادام تلخ خرد بسايند « 3 » و با روغن زيت در ميان نان خمير كنند و به خورد سگ دهند از پى آن كس برود ، اگرچه وحشى سگى « 4 » باشد . و حكيمان بادام كوهى [ را ] زنبق « 5 » ( ؟ ) خوانند . و روغن او در ( بسيار ) منافع به كار افتد و بادها بشكند . « 6 » و بادام شيرين ( را طبع ) سرد و ترست و بر و سينه نرم كند ، به درد زهار نيك بود ، و دماغ را ترى و نرمى دهد ، و اگر با شكر خورند آب پشت را سود دارد ، و تن فربه كند ، و گونه روى نيكو گرداند . اما در معده گرانى كند و باد انگيزد - الا اگر بىپوست بريان كرده خورند زيان نكند . و اگر بيست مثقال مغز بادام خوش بگيرند و بكوبند و يك درمسنگ زعفران به آن بياميزند و هر دو به شير معجون كنند و يك هفته همچنين بخورند يا دو هفته ، اگر ( چه ) لاغرى باشد خشكى ببرد و فربه شود . و اندر شيرين گردانيدن بادام تلخ چاره هست . اگر بن بادام تلخ بكاوند « 7 » / 134 / و سرگين خوك در آن كنند با نمك بسيار و آب دهند شيرين گردد ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . پ 161 : تر . ( 2 ) . پ 161 : بدال . ( 3 ) . پ 161 : بكوبند . ( 4 ) . پ 161 : سنگى . ( 5 ) . م : زيت ، ك : زيبق . ( 6 ) . پ : 161 زايل كند . ( 7 ) . پ 161 : باز كاوند .