و هركه انجير بجوشاند و آبش بخورد سرفه ببرد و آواز ( ش ) بگشايد و گرده قوى كند و شهوت بيفزايد .
و اگر انجير با روغن زردالود بياغارند و سه روز بخورند باد را ببرد و درد زانو بشكند .
و اگر بجوشانند و آبش بر سر نهند درد شقيقه كه از سردى بود ببرد .
و اگر بكوبند و بر پهلوى چپ نهند « 1 » سپرز باز جاى برد .
و اگر با سركه بجوشانند و در دهان گيرند - درد دندان ببرد .
و اگر بكوبند و در خايه بندند آماس بنشاند . / 131 /
( نگاه داشتن ) : اگر خواهند كه انجير از جايى به جايى برند و تباه نشود سبوى نو ببايد گرفت و سه انجير به زفت بحرى « 2 » ببايد آلود و يكى در بن سبوى بايد نهاد و انجير در بايد ( گرفت تا نيمه و يكى ديگر در نيمه نهند و انجير در كند ) تا سر ، و يكى در ( سر ) نهد . هر كجا كه برود تباه نشود .
( خوردن ) : هركه انجير خورد از پى آن مغز بادام سپيد كرده بايد خورد تا دفع مضرت كند و منفعت دهد ، و اللّه اعلم .
توث « 3 »
اگر رنگ توث سياه به دست باشد و دست به غوره يا به آب توث سپيد بشويند « 4 » رنگ ببرد ، و اندر رنگ گردانيدن آن چاره است .
اگر كه خواهند توث سپيد سياه شود مغاكى ببايد كندن در بن درخت توث و مقدار دو غربال توث سياه در بن درخت انبار بايد كرد ، ديگر سال توت سياه بار آرد .
و اگر همچنين توث سپيد در بن درخت توث سياه كنند سپيد گردد .
خاصيت :
توث طبعش سرد و ترست ، و توث سياه صفرا بنشاند ( و گر ببرد ) .
و توث دانه آنچه شيرين است گرم و ترست . بر و سينه نرم كند و اسهال آرد .
و اگر آبش غرغره كنند خناق و درد گلو ( را ) سود دارد .
هامش
( 1 ) . 161 : طلى كنند .
( 2 ) . اصل ك : بحرى زفت .
( 3 ) . پ 161 : توذ ، م : تود .
( 4 ) . پ 161 : بشورد .