تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
شود . « 1 » ( بيخ ) : اگر بيخ او در دندان مالند درد دندان بنشاند . ( چوب ) : و اگر چوب او بسوزانند و اندر آب سرد كنند « 2 » تا سرد شود ، پس آب كه بدان سرد كرده باشد [
b
339 ] به خورد كسى دهند آن كس را بيم هلاك باشد و جماع نتواند كرد . و اگر طشتى نگونسار كنند و به زير آن آتش از چوب گز كنند تا دود بر طشت نشيند پس بشويند آن طشت را ، و آن آب را با سيكى صرف كنند همچندان كسى را دهند كه در دل باشد سود دارد .

قصب

نى را به تازى قصب خوانند ، و اگر جايى دود كنند مار از آن حوالى بگريزد ، و مار البته بوى آن نتواند شنيد « 3 » ، و اگر بشنود بيمار شود . و گويند خرگوش چون بيمار شود برگ نى بخورد بهتر شود . و اگر مار به قصب « 4 » يك ضربت بزنند سست شود ، چنانك نتواند جنبيد . پس اگر يك ضربت ديگر بزنند درست شود . ( بيخ ) : اگر بيخ او بجوشانند و به آب آن سر بشويند موى دراز شود . و اللّه اعلم .

چنار « 5 »

اگر پوست چنار بگيرند و بكوبند و با زنگار و نمك و گميز مردم بر آزخ / 136 / كنند و ناسور سود دارد . ( برگ ) : برگ چنار به آب بجوشانند و شحم حنظل ، و پيش از برآمدن آفتاب گرد زمين كشته‌زار بزنند كرم از آن كشته بروند ، اگر [ بى ] پيه حنظل كنند هم روا باشد ، اما چنين به نيروتر « 6 » بود .
هامش
( 1 ) . ك : نشود . ( 2 ) . پ 161 : افگنند . ( 3 ) . پ 161 : جهيد . ( 4 ) . پ 161 : نى . ( 5 ) . ك : خيار ( در همه موارد ) . ( 6 ) . م : پذيرتر .