تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

فندق

اگر كسى فندق خورد جماع بسيار تواند كرد . و اگر شاخ او بر كژدم گزيده بندند درد ببرد . و طبع او به قولى گرم است و به قولى سرد ، و از آن دليل گويند سردست كه بدگوارست . و روغنش اسهال را نيك است ، و اللّه اعلم .

فستق

طبع فستق گرم و خشك است ، درد پشت را كه ( بيروا بود ) « 1 » سود دارد . و سدّه بگشايد ، و آب پشت و صفرا و خون را برخيزاند ، و بادها [ ى ] سرد ( را ) سود دارد . پوست را بسوزانند و خاكسترش با روغن مرهم كند و بر گردن كند سود دارد .

سپيدار « 2 »

اگر چوب سپيددار « 3 » بسوزانند و خاكسترش بر جايگاهى كنند « 4 » كه در آن كرم باشد ( كرم ) بكشد . و اگر شير « 5 » او بگيرند و در شراب كسى را دهند بيهوش شود .

طرفا

طبع گز سرد و خشك است ، و ازو چيزى آيد در تابستان مانند عسل ، قطره قطره از شاخ او برايد . / 135 / طبع آن سرد و تر « 6 » ست و معده قوى كند ، و اگر طعامى خورده باشند و پاره‌اى از آن بخورد ، به زودى هضم كند . ( برگ ) : اگر برگ آن بر آماس نهند سود دارد ، و اگر آب برگ او بر آبله زنند ستيم در
هامش
( 1 ) . ك : نيرو شود ، م : كه از نيرو بود . ( 2 ) . پ : اسفيددار . ( 3 ) . پ : اسفيددار . ( 4 ) . پ 161 : پراگنند . ( 5 ) . پ 161 : شيره . ( 6 ) . پ 161 : خشك .