تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
خاصيت : صينى دل و جگر را آب دهد و معده خشك كند و به طبع سرد و ترست . اما انبرود گلابى - بعضى گويند گرم و ترست ، و بعضى گويند معتدل است . قوّت دل دهد ، و بر و سينه گرم كند ، و آب تاختن براند ، و چون بسيار خورند معده سست كند ، و درو لختى باد انگيزد ، و افراط او قولنج آرد . برگ او جراحتها را نيك بود ، چون بكوبند و برو نهند ، و اللّه اعلم . چون انبرود خورند از پى آن زنجيل پرورده بايد خورد تا دفع مضرات باشد .

شفتالود « 1 »

اگر شفتالود به سبوس جو در كنند دير بماند و تباه نشود . ديگى سفالين يا سبوئى چنانك گفتيم سوراخ كنند و شفتالود در آنجا نهند و بر سر خنب نبيذ نهند مدّتى بماند . و شغيوثا گويد هركه خواهد كه مغز شفتالود شيرين آيد يكى بادام دو مغز را مغز بيرون كنند و مغز شفتالود در ميان هر دو بايد نهاد و ببايد كشت . چون برآيد هر سه به هم برآيد . هر سه به هم بايد پيچيد و به گل اندر بايد گرفت تا همه يكى شود . آنگه چون برآرد [
a
338 ] مغز شفتالود شيرين باشد ، و اگر به نزد شفتالود درخت گل بنشانند خوشبوى شود . ( اندرو خاصيت است : ) شفتالود سرد و تر است . تشنگى بنشاند و جگر و معده را ساكن كند ، و چون بسيار خورند تب بلغمى آورد . / 128 / [ برگ ] : ( اگر ) برگ او بكوبند و بر جايگاهى نهند كه كرم درافتاده بود همه بميرند . و اگر بكوبند و آب بر دست كسى كنند كه ( چيزى بر دست او ) كنده باشد به مدتى نزديك آن نقش « 2 » ببرد و سفيد گردد چنانك بود . و اگر خانه به برگ او دود كنند مار از آنجا بگريزد .
هامش
( 1 ) . پ 161 : شفتالو . ( 2 ) . پ 161 : « نقش » ندارد .