وصل درخت سيب : سيب را اگر در زعرور وصل كنند سرخ آيد .
( نگاه داشتن ) : اگر سيب اندر عصير انگور نهند دير بماند و تباه نشود .
و اگر سيب اندر برگ گردكان « 1 » گيرند ( و اندر گل گيرند ) هرچند كه خواهند بتوان داشت كه تباه نشود .
و اگر سبوئى نو را بن و پهلو چند جاى سوراخ كنند و سيب كه هنوز نارسيده بود در آنجا كنند و سرش استوار كنند و از جاى گشاده بياويزند دير بماند / 124 / و تباه نشود ، ( و اللّه اعلم بالصّواب ) .
انار
انار شيرين به گرمى ميل دارد و لطيف بود و نرمى كند و سرفه ببرد و سينه را سود دارد و جگر را قوى كند . لكن آب پشت بكاهد و شهوت بنشاند ، ( اما دماغ تر كند ، و بعضى گويند آب پشت بيفزايد .
اما انار ترش سر دست و لطيف بود و شكم ببندد و صفرا بنشاند ) و تپش دل و معده و حرارت جگر زايل كند . اما قولنج آرد .
و ترش و شيرين به هم آميخته معتدل بود .
و اگر در پهلوى درخت انار مورد بنشانند « 2 » انار بر بيشتر آورد و خوش تر بود .
و اگر خايهء ضفدع به بن درخت انار كنند بار بيشتر آورد و آبدارتر بود .
و اگر آب انار سرخ به جامهء سپيد « 3 » برسد و به آب انار سپيد بشويند پاك شود ، و همچنين آن سپيد اگر به سرخ بشويند پاك شود .
و گويند اگر آن گوشهاى كه در ميان گلوى انار است به كوچكى از انار بيرون آرند انار بزرگ شود .
و اگر انارى از هم باز كنند و دانهء آن بشمرند از آن درخت همهء انار دانه همچندان بود .
و اگر آن تيزى « 4 » كه بر سر گلوى انار باشد بشمرند و جفت بود دانهء آن همه جفت باشد ، و اگر طاق بود همه طاق بود .
هامش
( 1 ) . پ 141 : گوز .
( 2 ) . پ 161 : بكارند .
( 3 ) . پ 161 : اسفيد .
( 4 ) . م . تكمهاى .