و اندر طعم گردانيدن آن چاره هست ، اگر انگبين بجوشانند و در بن انار سخت ترش كنند شيرين گردد .
و اگر در بن انار مغاكى بكنند آنگه ثقل انگور و فوه « 1 » كوفته و خون مردم / 125 / و سرگين گاو اندر آن مغاك كنند به وقت انار ، انار شيرين بود و نيكو .
و اگر خواهند تا انار مليسى گردد شاخ انار را سر فرو بايد گرفت و در زير خاك بايد كرد به وقت بهار و رها بايد كرد تا آن وقت كه بگيرد و بيخ زند ، آنگه بن آن شاخ ببايد بريد تا سر در زير باشد و بن بر زبر ، آنگه چون انار آرد مليسى باشد .
و اگر خاكستر حمام با فوه « 2 » كوفته به هم بياميزند و در بن انار انبار كنند انار بار بيشتر آرد و رنگ سرخ گرداند و نيكو .
انار كفيده : اكر خواهند كه نيكو شود مغاكى اندر بن درخت انار ببايد كند چنانك بيخش پيدا شود . آنگه سنگى گران بر آن بيخ نهند و بار بر سر كنند تا پوشيده شود سود دارد .
پوست : ( اگر پوست ) درخت انار بكوبند و بجوشانند و باز خورند شكم براند ، اما بايد كه در زمان پوست باز كردن درخت از بالا ( به زير ) تراشد تا شكم براند ، كه اگر از زير به بالا تراشد قى آرد .
و اگر پوست انار ترش خرد كنند و اندر گرمابه مالند نيز او را گزنده نباشد .
چوب : اگر عصايى از چوب انار بكنند كه انار سياه آرد و ميان عصا سوراخ كنند و موى شير [
b
337 ] و سخالهء آهن چندانكه توانند به قوّت درو نهند و سر دوگانه محكم كنند هر كه آن عصا با خود دارد ازو شكوهى و بهايى « 3 » آيد ، و اگر بر شير بگذرد گزند نكند و دد و دام دور شوند .
( برگ ) : اگر به برگ « 4 » انار سر و اندام بشويند شپش ننشيند .
( اندر نبيذ افگنند و آب اندر آن نبيذ ، و السّلام . ) « 5 »
هامش
( 1 ) . اصل ك : فوت .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . م ، ازو مهابتى .
( 4 ) . ك : ترك .
( 5 ) . جمله ناقص مىنمايد .