و همچنين انگور سياه ببايد افشرد و شيرهء او با گل سياه دود آميختن و نفط سياه در ميان بايد كرد و در بن انگور سپيد بايد كرد ، در آن وقت كه آب به خود كشد ، ديگر سال انگور سياه بود .
محمد زكريا گويد هركه بيخ رز بكاود و دو درمسنگ غاريقون به بيخ آن درافگند پيش از آنك آب به خود كشد ديگر سال هركه از آن انگور بخورد شكمش براند و علت صفرا فرو آرد .
و اگر بيخ رز بكاود و ده درمسنگ ترياق به دو اندر نهد ديگر سال چون انگور برآرد هر كه از آن بخورد در آن سال زهر به دو كار نكند ، و زهر مار و كژدم او را گزند نكند .
و اگر برگ آن رز بكوبند و بر گزيدگى كژدم و زنبور نهند در ساعت درد زايل شود .
اگر انگور سرخ به كبريت دود كنند سپيد « 1 » شود .
و اگر خوشهء انگور در ميان جو نهند مدتى بماند .
اگر سوسن در ميان رز بكارند انگور شيرينتر بود .
و اگر ( در زير رز ) مورد بكارند انگور خوش بوى بود .
و اگر خواهند كه انگور زود برسد نيمن « 2 » نفط فرسانى اندر بن درخت رز بايد كرد زود برسد .
و اگر اسپست يا كرنب « 3 » اندر ميان رز بكارند زيان دارد و بار كم آورد .
( خاصيت ) : / 121 /
( شاخ ) : اگر شاخ رز بر مصروع بندند فايده دهد و صرع ببرد .
( آب ) : اگر آب برگ رز با سداب و كافور معجون كنند هرگه كه نبيذ خورد پارهاى از آن بخورد مستى ببرد .
غوره : سرد و خشك است ، صفرا بنشاند و شكم ببندد .
انگور شيرين : گرم و تر است . چون بىدانه و پوست خورند تن فربه كند ، و آب پشت بيفزايد و طبع نرم كند .
انگور ترش : سرد و تر باشد . دل و جگر خشك كند . [
b
336 ]
هامش
( 1 ) . پ 161 : سپيده .
( 2 ) . كذا در نسخههاى ك و م .
( 3 ) . م ، پ 161 : كلم .